<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>خاطره ها &#187; رانندگی</title>
	<atom:link href="http://www.lilipot.ir/tag/%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%af%da%af%db%8c/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.lilipot.ir</link>
	<description>روزنوشت های لی لی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 10 Sep 2011 10:07:13 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.2</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>میان برنامه</title>
		<link>http://www.lilipot.ir/5.html</link>
		<comments>http://www.lilipot.ir/5.html#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 11 Sep 2008 12:42:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>لی لی پوت</dc:creator>
				<category><![CDATA[نوشته های لی لی]]></category>
		<category><![CDATA[رانندگی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://lilipot.pouyap.com/?p=5</guid>
		<description><![CDATA[اول از هر چیز اینکه این وبلاگ جدید من هستش دیگه باااااااااید بیاین اینجا و سر بزنید!! اگه نیاید که خودتون میدونید و &#8230;
تیشکرات مرا بپزیرید با شماها نبودم با اونهاییکه این وبلاگ و قالب رو برام درست کردن بودم.   پوپی جون و آقا پدرام مرسی ممنون &#8230;
البته آقا پدرام با این کار نمیتونی از [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>اول از هر چیز اینکه این وبلاگ جدید من هستش دیگه باااااااااید بیاین اینجا و سر بزنید!! اگه نیاید که خودتون میدونید و &#8230;</p>
<p>تیشکرات مرا بپزیرید با شماها نبودم با اونهاییکه این وبلاگ و قالب رو برام درست کردن بودم.   پوپی جون و آقا پدرام مرسی ممنون &#8230;</p>
<p>البته آقا پدرام با این کار نمیتونی از زیر شیرینی در بری اون به جای خودشه!!! <img src='http://www.lilipot.ir/wp-includes/images/smilies/47.gif' alt=':p' class='wp-smiley' /> </p>
<p>سیلااااااااااااام چیتورین؟</p>
<p>قبل از این که سفرنامه رو ادامه بدم ۱ موضوع جالب رو ببینید&#8230;</p>
<p>راستش قرار بود وقتی هنوز به سفر نرفته بودم برم ۱ قاب عکس خوشکل بخرم که  گواهینامه رو بزارم توش و آویزون کنم از سر در اتاقم. دیگه رفتم مسافرت و نشد .  حالاکه برگشتم دیگه قرار بود این تصمیم نهایی بشه که ۱ روز درخانه نشسته بیدیم و  تیلیفون زنگ وخورد گوشی رو مامی برداشت و&#8230;</p>
<p>دیدم مامانه خیلی داره خودمونی صحبت میکنه پس نتیجه میگیریم که خاله عزیز  میباشد! حالا کودومش!!! بهله خاله ای که بنده به مدتی فراوان در خدمتشون بودم .  خلاصه زنگ زده که آره دخمر خاله عزیییییییییییییییییییزم داره میاد بوشهر<img src="http://blogfa.com/images/smileys/03.gif" alt="" width="18" height="18" /></p>
<p>بعد از کلی ذوق و شوق خونه مرتب شد و آمد!!!</p>
<p>جاتون خالی دیروز ماشین رو برداشتیم و زدیم از خونه بیرون به گشت و گذار با دخمر  خاله جان و پسر دایی جان جان!!</p>
<p>حالا این موضوع کجاش جالب هست الان خدمتتون عرض میکنم که&#8230;. بنده راننده  بودم!!!!<img src="http://blogfa.com/images/smileys/03.gif" alt="" width="18" height="18" /></p>
<p>با کلی سلام و صلوات ماشین رو روشن کردیمو برو که رفتیم!!!!<img src="http://blogfa.com/images/smileys/28.gif" alt="" width="18" height="18" /></p>
<p>از فرودگاه شروع کردیم تا خیابون ساحلی تا آبشیرینکن و بهمنی و برگشت به طرف  ساحلی&#8230;</p>
<p>آقا همین که اومدیم از میدون هوایی( که دیگه میدونی وجود نداره) رد شدیم ماشین  گفت پد پد پد پد!</p>
<p>خاموش شد!! مثل همیشه سیستم برقش با مشکل مواجه شد! حالا ماکه با دخمر خاله و  پسر دایی مردیم از خنده نمیدونستیم چیکار کنیم ! چشمکزن هارو زدم . هر کاری کردیم  روشن نشد برق نمیرسید به ماشین بعد کلی سعی و تلاش روشن شد  ولی&#8230; نه کولر کار  میکرد نه شیشها پایین می اومدند!!!</p>
<p>دیگه رفتیم طرف خونه که ماشین رو بزاریم خونه تا پیچیدیم تو کوچه ماشین زیر پام  خاموش شد روشنش کردم هم کولر و هم شیشه ها درست شدن!! قدرت خدا!</p>
<p>ما هم از خدا خواسته سر ماشین کج کردیم و رفتیم دیگه شام رو رفتیم زیتون کلی صفا  و صمیمیت و از این حرفها!!<img src="http://blogfa.com/images/smileys/03.gif" alt="" width="18" height="18" /></p>
<p>بعدشم با دوست های دخمر خاله رفتیم لابی هتل دلوار و برگشتیم!!!!</p>
<p>خلاصه به خوبی و خوشی به پایان رسید و این نکته هم داشته باشید که در تمام مدت  رانندگی سرعت من از ۵۰ بالا نرفت!!!</p>
<p>دیگه بستونه اگه بیشتر بنویسم پرو میشید!!<img src="http://blogfa.com/images/smileys/14.gif" alt="" width="18" height="18" /></p>
<p>سفر نامه هم برای ۱ روز دیگه!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.lilipot.ir/5.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>32</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

