<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="WordPress/2.9.2" -->
<rss version="0.92">
<channel>
	<title>خاطره ها</title>
	<link>http://www.lilipot.ir</link>
	<description>روزنوشت های لی لی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 10 Sep 2011 10:07:13 +0000</lastBuildDate>
	<docs>http://backend.userland.com/rss092</docs>
	<language>fa</language>
	
	<item>
		<title>خاطرات فراموش کرده</title>
		<description><![CDATA[سلام
داشتم فکر میکردم که دیگه پسورد وبلاگم رو اگه فراموش نکرده باشم دیگه رام نمیده یا می خواد ورودی ۱۵۰۰ تومن بگیره!!!
بازم داشتم و دارم فکر میکنم از خرداد ماه تا الان چه اتفاقاتی برام افتاده دیدم که باید یه سر برم دکتر &#8230;.الزایمروک گرفتم!
۱۰۰۰۰&#8230; تا خاطره و اتفاق خوب افتاده کم کم می خواد [...]]]></description>
		<link>http://www.lilipot.ir/350.html</link>
			</item>
	<item>
		<title>تابستان خودم را چگونه می گذرانم؟!</title>
		<description><![CDATA[سلام
فقط منتظر بودم یکی بیاد تو وبلاگش یچی بنویسه که منم استارتو بزنم&#8230;
میگیم حس وبلاگ نویسی رفته و از این حرفا بابا همش به خاطره خودمونه اگه بخوایم میتونیم بنویسیم ولی مسئله اصلی اینه که چی بنویسیم!!! بابا هر چی که نمیشه خوب خیلی اتفاق ها تو روز می افته اما نمیشه که همش رو [...]]]></description>
		<link>http://www.lilipot.ir/347.html</link>
			</item>
	<item>
		<title>پروین ایرانم</title>
		<description><![CDATA[به یاد پروین در روز سالگردش
که من پروین فروغ شهر ایرانم&#8230;
نه پوران دخت نه آذر دخت نه آتوسا نه پانتا&#8230;
سپه سالار ایران در نبرد پارس و یونانم&#8230;
مرا گر در مقام همسری بینی نه یک همخواب و همبستر&#8230;
که یک همراه و یک یار وفادرم&#8230;نه یک برده
مکن&#8230; اینگونه پندارم که جوشد خون آن به شریانم&#8230;
بدون زن می [...]]]></description>
		<link>http://www.lilipot.ir/345.html</link>
			</item>
	<item>
		<title>زمانای جاهلیت</title>
		<description><![CDATA[سلام
نمی دونم چرا اما فعلا حوصله اینکه حرف بزنم که بزارم تو    وبلاگ که شما راحت گوشی بزارین تو گوشتون که دیگه چشماتون نخواد صفحه    مانیتور رو ببینه که دیگه اذیت نشه که راحتتر باشین رو ندارم  
امروز سر کلاس تاریخ بعد ۲۰ دقیقه تاخیر استاد یه هویی [...]]]></description>
		<link>http://www.lilipot.ir/343.html</link>
			</item>
	<item>
		<title>تلفظ</title>
		<description><![CDATA[سلام
میگن به کسی دل نبندین که وقتی از دستش بدین خورد نشین&#8230;مگه میشه؟
میگن پول خوشبختی میاره،سلامتی میاره، آسایش میاره، آرامش میاره و &#8230; واقعا معتقدم بهش
بابا وقتی می تونی بری لباس آماده بخری از بیرون چرا اعصابت رو بابت یه  مشت آدم نفهمی که حالیشون نمیشه لباست رو خراب کردن،داغون می کنی؟
خو پول داری [...]]]></description>
		<link>http://www.lilipot.ir/342.html</link>
			</item>
	<item>
		<title>من و قانون مندی؟</title>
		<description><![CDATA[چند روز پیش سوار تاکسی شدم تا برم خونه. نزدیکای خونه به راننده گفتم اگه مسیرتون مسقیم میخوره جلوتر پیاده میشم اگر هم نه سر میدون پیاده میشم گفت آره مشکلی نیست&#8230;۳ ثانیه بعد گفت مشخصه شما خانم قانون مندی هستید!
چون تا به حال کسی این حرف رو بهم نزده بود فکر کردم داره با [...]]]></description>
		<link>http://www.lilipot.ir/335.html</link>
			</item>
	<item>
		<title>ازدواج نکنین</title>
		<description><![CDATA[سلام
وقتی فاصله بین دو کلاس زیاد باشه خود به خود بوفه مارو مثل آهنربا میکشه به طرف خودش و این میشه که میشینیم دور هم و از هر دری حرف میزنیم و یه دفعه میرسیم به نقطه ای که هر کسی اعتقادی داره و کلا همه اعتقاد های افراد توی جمع یکی میشه و همه [...]]]></description>
		<link>http://www.lilipot.ir/333.html</link>
			</item>
	<item>
		<title>هول نوشت</title>
		<description><![CDATA[سلام
صدام گرفته وگرنه حرف میزدم&#8230;هم من می دونم بهونست هم شما پس بی خیال.
بابا متنی که می خوای حرف بزنی با متنی که فقط می نویسیش فرق میکنه با هم الان من همین جوری هر چی که میاد رو می نویسم اما اون جوری باید کلی فکر کنم که چی بگم و چیکار کنم و [...]]]></description>
		<link>http://www.lilipot.ir/330.html</link>
			</item>
	<item>
		<title>خمیر و مجسمه ساز</title>
		<description><![CDATA[به رسم همیشه سلام
ماجرای مجسمه ساز و خمیر ماجراییه که همیشه توی زندگیه تمام آدمها وجودداشته و باید بگم که کل زندگی همه ماها  رو در بر داره. اولین چیزی که به فکر همه ما با شنیدن و یا دیدن ایندو اسم توی ذهنمون میاد مجسمه ساز و خمیر بودن خودمونه ، این که تو [...]]]></description>
		<link>http://www.lilipot.ir/323.html</link>
			</item>
	<item>
		<title>ابهام</title>
		<description><![CDATA[به من فکر میکنی
طبق معمول
چنان که فکر میکنم به تو؟
(کمی مکث میکند&#8230;طاقت نمی آورد&#8230;)
بمیری اگر برایم
میمیرم برایت 
و قبر هایمان انگار که دو عاشق میشورند
اگر تو صابون بیاوری
سفید کننده اش با من&#8230;


زندگی هر انسانی راهیست که به خویشتن وی منتهی می شود. از یک نظر یک تلاش است و ارائه یک راه&#8230;
 اشتباه در گفتار [...]]]></description>
		<link>http://www.lilipot.ir/321.html</link>
			</item>
</channel>
</rss>

