Archives: 1388 اکتبر

خاطره ها

روزنوشت های لی لی

آرشیو برای دی, ۱۳۸۸

بد ترین دوران

۷۹ نظر »

دی ۲۰م, ۱۳۸۸ ارسال‌شده ۱:۵۴ ب.ظ

گوش بده دیگه…. چیش!

پ.ن ۱) امتحان ، امتحان، امتحان، امتحان، امتحان ، امتحان ، امتحان…

همین قدری که نوشتم امتحان دارم!!!!!!! لعنت به تو …مرگ بر تو ای امتحان…

پ .ن ۲) فردا پس فردا یه دکه میزنم بالاش هم مینویسم ترشی فروشی لی لی پوت… سفارشات اینترنتی هم میگیریم!

پ.ن ۳) وقتی می خواد سقف سوله دانشگاه بریزه پایین خیلی دوست دارم خانم خواجه عزیییییییییزم همونجا باشه!

پ.ن ۴) خانم دلشو شکستی…رفتی دل نبستی…

پ .ن۵ ) کی گفته جواب سلام میشه علیک سلام؟

پ.ن۶ ) کی گفته که مطالب باید پ.ن داشته باشه؟ خوب شاید چیزی نداشته باشم که بنویسم!

پ.ن ۷) خدایا چرا از همون اول بعضی آدمهارو فهمیده به دنیا راه ندادی ؟!!!

ارسال‌شده در نوشته های لی لی