Archives: 1388 ژوئن

خاطره ها

روزنوشت های لی لی

آرشیو برای شهریور, ۱۳۸۸

دلم تنگ شده

۵۲ نظر »

شهریور ۱۶م, ۱۳۸۸ ارسال‌شده ۱۲:۳۱ ق.ظ

الان داشتم تمام عکس های پر از خاطرمون رو نگاه میکردم
آدما چه قدر تغییر می کنن… شکلشون…رفتارشون… حرفاشون
تو این مدت خیلی چیزا اتفاق افتاد
چه خوب چه بد
خیلیارو شناختیم… شاید انتظار شنیدن و دیدن خیلی حرف ها و کارها رو نداشتیم اما شد…
خیلیا گذشتن خیلیا هم نه
بعضیا هم که اصلا نشنیدن
با این که این روز ها لیوان آب من خالیه اما به امید پر بودن نگاهش می کنم
دارم به شادیهامون فکر می کنم روزهایی که با هم بودیم حرف زدیم خندیدیم همدردی کردیم شوخی کردیم جدی شدیم…
پس بزار بگم…
دلم واسه دوره هم بودن تنگ شده
دلم واسه صافو صادق بودنمون تنگ شده
دلم واسه روزای اولی که چیزی از هم نمی دونستیم و با مهربونی به هم نگاه میکردیمو حرف میزدیم تنگ شده
دلم تنگه…

ارسال‌شده در نوشته های لی لی