آرشیو برای اردیبهشت, ۱۳۸۸
واقعا کی؟؟؟؟
اردیبهشت ۱۷م, ۱۳۸۸ ارسالشده ۷:۵۱ ق.ظ
زیر انداز ۳ عدد…
لیوان به تعداد کافی…۱۵۰۰ تومان!
کیک ۳ کیلو…
کادو به تعدادکافی!!!
کادو….کادو…. ای خدااااااااا
من هرچی میکشم از دست این کادو هست…
من اشتباه کردم… من اصلا اشتباهیم… تقصیر من نبود … نمی خواستم این جوری بشه…
ولی گناه کار نیستم…هستم!
این قطعه شعر رو برای دل خودم مینویسم…
شب بود
گرمای نمناک شب همه جا را پر نکرده بود!
گرما گرمای دوستان بود
دلهای مهربان در کنار هم … چه صفای دارد
دل شوره های دختری قلبی را لرزانده بود
نگاه پر اضطراب اون نگاه هارو بر چیده بود
ناگهان معجزه ای رخ میدهد
فرشته های مهربان به یاریه اون میروند
فرشته میتسوبیشی سر میرسد
دخترک شاد میشود خانه را در چشمان فرشته میبیند
شاد و خوشحال … مست ونیک
همچون آهوی رها
غافل از وارانگیه آن کتاب
خاطرات آن شب را ثبت میکند
در کتاب یادگار…
غافل از وارانگیه آن کتاب…
خیلی محترمانه کسی که کتاب رو وارونه دست من داد خودشرو معرفی کنه!! >:/
کسی هم که در این امر مرا همراهی کند و گناه کار اصلی را معرفی کند در مجازات آن تخفیف خورده میشود!! b-(
ارسالشده در نوشته های لی لی
