آرشیو برای اردیبهشت, ۱۳۸۸
اینم از این
اردیبهشت ۲۳م, ۱۳۸۸ ارسالشده ۵:۴۷ ب.ظ
بنا به دلایلی قرار شده اگر من ۱ پست بنویسم فیلم جشن رو به دستتون برسونند
اگر هم ننویسم فیلمی به دستتون نمیرسه
من هم گفتم باشه می نویسم
این هم پست من!!!
من که نگفته بودم چه جور پستی می نویسم گفتم فقط پست می نویسم و شما هم باید الان به قولتون عمل کنید چون من الان ۱ پست جدید نوشتم
بچه ها شما هم شاهد!!!:دی
من واقعا نمی دونم چرا این استادا این جوری میکنن؟
این ۲ومین باره که میریم سر کلاس و امتحان نمی گیره!!!!
آخه نمی دونین با چه مکافاتی من می خونم… تا ساعت ۷ دانشگاه هستم تا میرسم خونه خورد و خسته میشینم می خونم!!!
لطفا در کامنت هایی که میزارید نگید که می خواسته بخونید و برای پایان ترم آماده بشید که سخت شاکی میشم!!!
وای خدای من داداشی جونم ۱ پازل ۱۰۰۰ تیکه اورده برام…
تو این امتحان ها… نه می تونم درستش کنم نه می تونم درستش نکنم!!!
این facebook هم شده بلای جون ما!!!
هر کاری میکنم کاری به کارم نداشته باشه نمیتونه!!
خوشم میاد هر جاکه میرم عضو میشم برو بچ وبلاگی هم هستن!!
اونم نه یکی دوتا!!! همشون!!!
طرف میگه فلانی سلامت رو میرسونه میگم سلامت باشی حالا تو از کجا فهمیدی من با فلانی دوستم!! میگه خوب اومدی خونشون دیدمت دیگه !!
تا اون جا که یادمه ۱ بار هم خونه طرف نرفتم!!!
……………………………………..
خیلی وقت بودکه دنبال یه آهنگی میگشتم که پیداش کردم… خیلی خیلی خیلی خوشحالم اینقدر گذاشتمش که دیگه داره حالم به هم میخوره!!!
………………………………………
و باز هم دختر عموی ما شانسش زد و یکی از عتیقه های کلاس سر جلسه امتحان کنارش
نشست!!!
اسمش انچیچکه!!!
بهش میگم آقای انچیچک سوال ۳ بلدی میگه آره مینویسم بنویس….
یه دفعه سر جلسه امتحان دیدم ۱ نفر کاملا برگشته و برگشو دو دستی از بالا گرفته و بلند میگه: بیا بنویس تا کسی نفهمیده!!!
………………………………………….
تا به حال شده فکر کنی که اگه نبودی دنیا چه جوری میشد؟
خواهشا توی کامت ها در این مورد بحث شود که بسی جای بحث دارد…
ارسالشده در نوشته های لی لی
