Archives: 1387 مارس

خاطره ها

روزنوشت های لی لی

آرشیو برای خرداد, ۱۳۸۷

وا گشتن!

۲۸ نظر »

خرداد ۱۹م, ۱۳۸۷ ارسال‌شده ۹:۱۴ ب.ظ

 

سلامی به گرمیه  بستنی!

بعد از مدتها دوری به خانه برگشتم با کوله باری از پند ها و نصیحت ها!

هم صحبت بودن با مادر بزرگ اون هم به مدت ۴ روز اون هم تنها خیلی می تونه تو زندگی آدم نقش داشته باشه…خودت بگرد نقش رو پیدا کن!

جدا خیلی خوش گذشت…

دیشب با خانواده محترم رفتیم پارک سیادت( تلویزیون) هوا جدا خیلی عالی  بود نسیم خنکی می وزید و…

دقیقا زیر انتن ایرانسل نشسته بودیم که با ۱ چیز عجیب مواجه شدیم!! ببینید!

این که این جوری!!!!

جریان جشن هم که هست!!!! همه حمله!!!!

میشه ۱ نفر به مامان من بگه این قدر گیر نده بهم که برو درس بخون؟ اگه می خواستم بخونم می خوندم!

خیلی مهرداد نا مرده!!! قسمت آخر امپراتور دریا نشونم داد!

ولی خیلی ۱ جوریه!

فعلا چیزی به ذهنم نمیرسه!

ارسال‌شده در نوشته های لی لی