دبیر نفله کن!
سلای…
چه قدر بده که آدم تو زندگیش هدفی نداشته باشه …یعنی ندونه که بخواد چی کار کنه و کجا بره و چه جوری باشه.بد تر از همه اینکه کلی سر کوفت هم بشنوی بابت همین بی هدفیت.. .
خیلی خیلی بده …مثل خودم که هدفی ندارم …. نه برای دانشگاهم نه برای آیندم که می خوام چیکاره بشم…شاید یکی از دلایل نخوندن درسم همین باشه! 
تو هر چی که هدف نداشتم ولی تو ۱ چیزی هدف داشتم اونم اذیت کردن پویا
بوده که به امید خداوند مهربانم تونستم از این امتحان الهی سر بلند بیرون بیام!![]()
توجه توجه
قابل توجه فروشندگان ژ۳.کلت.هفتیر.مثلثل.تیربار.ار پی جی. تانک…![]()
به دلایل ناموسی که به شرح زیر میباشد این جانب تمایل خود را برای خرید تمامیه اعلام شده ها با قیمتی ۲ برابر قیمت اصلی اعلام میدارم.
۱) خورده شدن پرپین های باغچه توسط عوامل نفوذی پویا!(گنجشک ها)!
۲) خورده شدن ریحون های باغچه باز هم توسط عوامل نفوذی!
۳) خورده شدن فلفل دلمه های عزیزم باز هم توسط….نه دیدی اشتباه کردی؟ این دفعه کار بچه های عوامل نفوذی بوده!
۴) کشته شدن بچه عوامل نفوذی به دلیل بی توجهی خود عوامل نفوذی!
۵) گرم شدن هوا به دلیل دعا های رئیس عوامل نفوذی(پویا) به خاطره خراب شدن باغچه من!
۶) ندادن شام تولد و دادن حق السکوت که لو ندیم به شما بستنی نداده به ما داده!
۷) انتخاب با خودتان است!
حالا بعد از گفتن این دلایل مهم حقش نیست ۱ تیر تو مچ گنجشک ها بزنم !
و چه زیبا می گوید نیمای عزیز:
نازک آرای تن ساق گلی
که به جانش کشتم
و به جان دادمش آب
ای دریغا به برم می شکند…![]()

چند روز پیش که داشتم ادبیات می خوندم یاد دوران مدرسه افتادم… چه روزگاری بود.. .
شاید چیزی از اون موقع نگذشته باشه ولی برای من انگاری ۱۰۰ سال گذشته
…آره ننه جونم براتون بگه که اون موقع ها من برا خودم کسی بودم. این جوری نیگام نکن..عاشقونه صدام نکن!…. نه چیزه اشتباه شد!
یعنی این جوری نبینین که الان خیلی آرومم! اون موقع ها به من میگفتن دبیر نفله کن!!! ! !
موضوع از این قرار بود که من رفته بودم پای تخته برای حل فیزیک داشتم از رو دفترم می نوشتم که ۱ دفعه استاز گرامی گفت:
اگه راست میگید از حفظ بنویسید! چرا همتون از رو دفتر حل میکنید!!!
آخه نکه من همرو از رو حل مسائل نوشته بودم واسه این…البته بلد بودم همرو ها!!!!![]()
وقتی این حرف رو زد پیش خودم گفتم استاز بیچاره من هنوز نمی دونم دو دوتا جوابش از حفظ میشه ۵ تا بعد بیام فیزیک حل کنم!
خلاصه ما هم که بهمون بر خورده بود گفتیم:
زورتون فقط به من رسیده ؟ پس بقیه رو ندیدید که همه از رو دفتر می نوشتن؟ وقتی بلد نیستم چی جوری حل کنم؟
اونم میگفت واسه اینه که تنبلید نمی خونید ….همش تقصیر خودتونه!
منم که ازشدت عصبانیت رنگم شده بود مثل گوجه( چه گرون شده نا مرد!)
گفتم:
آخه وقتی ۱ استازی بلد نیست درس بده…. وقتی خودش از رو کتاب برامون تدریس میکنه…وقتی….. منه دانش آموز چه توقعی میشه ازم داشت!!!!
نیگای بچه ها کردم همشون ای جوری بودن!![]()
استازه که دیگه نمی فهمید چی کار کنه گفت:
باشه من میرم و سری بعدی ۱ استاز دیگه میاد که بهتر از منه!
رفت!![]()
۱ هفته بعد در کلاس باز شد ….همون استازه با خفت هر چه تمام تر وارد شد!!! !
اینم بگم که من کاریکاتوریست کلاس بودم!![]()
خاطره های زیادی از مدرسه دارم ..همه رو می نویسم…
پس…
این داستان ادامه دارد!:

اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۰۸ ق.ظ
اوللللللللللللللللللللللللللللل
پاسخ
اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۰۸ ق.ظ
سلام آجی جونممممممممممممممممممم
پاسخ
اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۰۹ ق.ظ
بستنییییییییی ؟؟؟؟؟؟؟؟ شام ؟!!!!!!!!!!
واقعا که !
پاسخ
اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۱۰ ق.ظ
این عوامل نفوذی رو واقعا آدم دیگه نمی دونه چی بگه
پاسخ
اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۳۲ ب.ظ
من اول فکر کردم کلت و مسلسل واسه پویا می خوای!
می خواستم پادر میونی کنم اینبارو کوتا بییای
پاسخ
اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۳۵ ب.ظ
آخییییییییییییییییییییی چه دانش آموز مظلومی بودیییییی!!!!!!!!!!!! (
)
پاسخ
اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۳۸ ب.ظ
همین هدفی که داری خوبه ادامه بده (اذییت کردن پویا)
پاسخ
اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۴۲ ب.ظ
منتظر بقیه خاطراتت از مدرسه هستم
نیست که خیلی مظلوم و بی سر زبون بودی می خوام بدونم چه ظلمایی بهت شده
راستش منم دسته کمی از تو نداشتم ولی خرخون بودمااااااااااااااااااا
پاسخ
اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۵۵ ب.ظ
آرام جون من هم خر خون بودم!!!!
زرنگم بودم….البته از وسط!
پاسخ
اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۸۷ at ۱:۲۸ ب.ظ
سلام
سیچه میگی هدفی نداری تو هنوز کلی جوونی زمان داری برای جبران.
پاسخ
اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۸۷ at ۱:۴۷ ب.ظ
می گم اون انجمن برادر آزاری رو یادته ؟!



می خوای راش بندازیم ؟!
تو گل و گیاه دوس داری ؟! مثل من . تازه گلام از خاک در اومدن
از نظر بی انگیزه بودن هم که مثل خودمی
پاسخ
اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۸۷ at ۱:۵۰ ب.ظ
سلام خوبی
در ضمن خدایی اون سال نمره درس اون استادت چند شدی
منم با نرگس موافقم کاش یه انجمن راه می انداختیم.
پاسخ
اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۸۷ at ۱:۵۱ ب.ظ
اصلا سر کلاسم فضولی نمی کردی دختر خیلی آرومی بودی
مگه نه؟
پاسخ
اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۸۷ at ۲:۰۰ ب.ظ
آره رد پا جونم ….اصلا فضولی نمی کردم …فقط نمی دونم چرا استاز فیزیکم که خیلی دوسش داشتم از من بدش می اومد!!!

پاسخ
اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۸۷ at ۲:۰۰ ب.ظ
نرگس حتما باید مذاکراتی با هم داشته باشیم و با رد پا!
پاسخ
اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۸۷ at ۳:۳۱ ب.ظ
سلام
نظر بدید و پست بعدی ما رو شما تعیین کنید
نرم افزار می خوای
ترفند می خوای یاد بگیری
همه و همه اینجاست
http://www.farzadmalas.blogfa.com
قالب ، کد های جاوا ، کد موزیک برای وب ، نرم افزار ، ترفند ها از گوشی تا com سفارش بده تحویل بگیر .
فرزاد ملس آمادگی خود را برای هرگونه تبادل لینک با شما دوست عزیز اعلام می کند .
منتظرم شما هستیم .
پاسخ
اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۸۷ at ۴:۵۳ ب.ظ
آخرش دیر رسیدم
پاسخ
اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۸۷ at ۵:۰۰ ب.ظ
آخ لی لی اون روز هممون حال کریم دمت گرم منم دقیقا یادم
یادت که اون قضیه حرف زدن من که گفت چقدر حرف می زنید منم با دنی جون رومونو اونطرف کردیم دوباره شروع به حرف زدن کردیم
کاشکی دوباره اون روزا بر می گشت
دلم تنگیده
راستی این معلم رو خیلی ضایع کردیم
پاسخ
اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۸۷ at ۵:۵۹ ب.ظ
آره خیلی باحال بود
پاسخ
اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۸۷ at ۶:۳۹ ب.ظ
خواستی ماشین ما دربست در اختیارت باهاش بگرد رو عامل نفوذی
پاسخ
اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۵۴ ب.ظ
عجب!!
اینجا همه عوامل می خوان رو من بگردن (روم رد بشن!
یا به اعتباری اذیتم کنن … فقط روحی …
)
پاسخ
اردیبهشت ۱۶م, ۱۳۸۷ at ۱:۰۰ ق.ظ
سلام


خوبی؟
آپم خوشحال میشم بیای
موفق و سربلند باشید
پاسخ
اردیبهشت ۱۶م, ۱۳۸۷ at ۱:۰۱ ق.ظ
سلام

این امان از این خاطراتتون
پاسخ
اردیبهشت ۱۶م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۳۳ ق.ظ
من کیبورد فارسی ندارم
پاسخ
اردیبهشت ۱۶م, ۱۳۸۷ at ۱:۳۰ ب.ظ
(قابل توجه لی لی پت و نرگس)لطفا انجمن رو زودتر راه اندازی کنید و مذاکرات رو راه بندازید که عوامل نفوذی اینور هم دارن نفوذ می کنن
پاسخ
اردیبهشت ۱۶م, ۱۳۸۷ at ۳:۳۶ ب.ظ
من کیبورد فارسی ندارم
پاسخ
اردیبهشت ۱۶م, ۱۳۸۷ at ۶:۴۳ ب.ظ
اگه نداری پس چی جوری فارسی نوشتی؟
پاسخ
اردیبهشت ۱۶م, ۱۳۸۷ at ۸:۵۸ ب.ظ
سلام لی لی جون
پاسخ
اردیبهشت ۱۶م, ۱۳۸۷ at ۸:۵۹ ب.ظ
خوبی خانوم

پاسخ
اردیبهشت ۱۶م, ۱۳۸۷ at ۸:۵۹ ب.ظ
من که داداش ندارم متاسفانه یا خوشبختانه

پاسخ
اردیبهشت ۱۶م, ۱۳۸۷ at ۹:۰۰ ب.ظ
یاد مدرسه به خیر برا من که هیچ دورانی مثل دوران مدرسه نمی شه
پاسخ
اردیبهشت ۱۶م, ۱۳۸۷ at ۹:۰۱ ب.ظ
موفق باشی گلم




پاسخ
اردیبهشت ۱۷م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۵۱ ب.ظ
ما هم همینطور …سلام
پاسخ
اردیبهشت ۱۷م, ۱۳۸۷ at ۱:۴۱ ب.ظ
سلام اومدم عزیزم منم آپم
پاسخ
اردیبهشت ۱۸م, ۱۳۸۷ at ۶:۴۷ ب.ظ
یک فقره تانک موجود است
در صورت نیاز تماس حاصل فرمایید
پاسخ
اردیبهشت ۱۸م, ۱۳۸۷ at ۷:۴۷ ب.ظ
سلام
بنده هر چی میزنم به در و دیوار که نزنم تو ذوق … نمیشه که مگه میزاره اخه
چیه … فکر کردی بچه … هستی دیگه میتونی …
نه عزیز من اینجا از این خبرا نیست
پاسخ
اردیبهشت ۱۸م, ۱۳۸۷ at ۸:۴۴ ب.ظ
راستی دعا کن من از این جور روز نوشته ها ننویسم و گر نه خیلی بد میشهع واسه تو
پاسخ
اردیبهشت ۱۸م, ۱۳۸۷ at ۹:۲۲ ب.ظ
الووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو
پاسخ
اردیبهشت ۱۸م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۲۹ ب.ظ
میدونم که این وبلاگ دیگر شماست.
پاسخ
اردیبهشت ۱۸م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۲۶ ب.ظ
سلام.داشتن هدف تو زندگی ما آدم ها واقعا خیلی مهمه. این رو من خودم به شخصه تجربه کردم. امیدوارم هر چه زودتر هدفت را پیدا کنی و در مسیرش گام برداری و موفق بشی.
پیش به سوی آن روز:)
پاسخ
اردیبهشت ۱۹م, ۱۳۸۷ at ۲:۳۴ ب.ظ
پس کو آپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپ ؟!!!!!!!!!!!!!
پاسخ