رفتیم…

خاطره ها

روزنوشت های لی لی

رفتیم…

سلام

یه چیزیو میدونید؟

رفتن پیک نیک خیلی خوبه…خیلی خوش میگذره…

همش خاطره میشه… برای من برای تو و برای هر کسی که فکرشو بکنی.

از اول که ۸/۳۰ همه به هم رسیدیم…

کنار دریا رفتیم…

ترقه زدیم! دستو کلو….

و این که کلی منتظر نهار شدیم … نهار خیلی چسبید . می دونی چرا؟

آخه ۳ ساعت زحمت آقایون با نیم ساعت زحمت خانومها به پایان رسید… می دونید که همیشه ما پیروزیم…

مگه نه خانوما؟

مهم این بود که من تورو دیدم… تو اون رو دیدی… من اون رو هم دیدم! در کل اینکه همه همدیگرو دیدن

اصلا ولش کن خیلی تو هم شد!

میگم که… اگه می خواین ۱ برنامه دیگه بریزید لطف بزرگی در حق من انجام بدید این که بزاریدش زمانی که امتحان نداشته باشم!!

میترسم مثل این امتحانه خرابش کنم!!

یادمون رفت همه با هم والیبال بازی کنیم!!

آقا من عکس هارو می خواما!!!

راستی سری بعدی ۱ خورده همکاری هم داشته باشیم که روی خیلیها فشار نیاد

دست تک تک کسانی که خیلی خیلی زحمت کشیدن هم برای خرید هم هماهنگی هم باد زدن مرغ ها!!:دی

درد نکنه

اگه ۱ دقیقه دیگه بالای سرتون وای میسادم با چوب دنبالم میکردین!!!:دی

خلاصه این که خیلی خوب بود عالی بود اگه چیزی گفتم یا کاری کردم که ناراحت شدید از همین جا معذرت خواهی من را بپذیرید

به امید گردشهای بعدی

برچسب‌:

این مطلب منتشرشده در چهارشنبه, آذر ۲۰م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۲۶ ب.ظ و دسته‌بندی شده در نوشته های لی لی. شما می‌توانید نظرات این پست را دنبال کنید از طریق RSS 2.0 feed. شما می‌توانید یک نظر بدهید، یا دنبالک از سایت خود ارسال کنید.



۴۱ نظر در “رفتیم…”

  1. طاهره خانمم
    ۱۲:۵۴ ب.ظ on آذر ۲۰م, ۱۳۸۷

    اووووووووووووووووووووووووووووووووووول lol

    پاسخ

  2. طاهره خانمم
    ۱۲:۵۶ ب.ظ on آذر ۲۰م, ۱۳۸۷

    سلام عزیزم
    متشکرم از لطفت
    به ما هم خیلی خوش گذشت
    منم از دیدنتون خیلی خیلی خوشحال شدم :*
    میدوستمت

    پاسخ

  3. احسان دهقانی
    ۱۲:۵۸ ب.ظ on آذر ۲۰م, ۱۳۸۷

    ظاهرا که اولم!!
    دیروز با اینکه من زیرپوستی خوش میگذروندم! روز خیلی خوبی بود. :دی
    به امید برنامه های بعدی

    پاسخ

  4. ردپا
    ۱:۱۰ ب.ظ on آذر ۲۰م, ۱۳۸۷

    در کل خانومها اگه نباشن آقایون لنگ می زنن.
    ولی خیلی خیلی خوش گذشت جای اونایی که نبودن خالی.

    پاسخ

    مریم خانومی Reply:

    دقیقاااااااااااااا موافقم

    پاسخ

    پدرام Reply:

    خانوم های گرامی فن کار با آتیش رو بلد نیستن…
    آقایون هم دستشون کنده واسه ساخت غذا :دی

    پاسخ

    لی لی پوت Reply:

    این لی لی پوت بالاییه من نیستما!!!!!

    پاسخ

    پدرام Reply:

    مو بیدم… :D

    پاسخ

    لی لی پوت Reply:

    اگزکت لی!!!!:دی

    پاسخ

  5. محمود
    ۱:۱۱ ب.ظ on آذر ۲۰م, ۱۳۸۷

    ایشالا دفه بعد شاد تر.

    پاسخ

    لی لی پوت Reply:

    :) به امید خدا

    پاسخ

  6. هادی
    ۱:۱۵ ب.ظ on آذر ۲۰م, ۱۳۸۷

    دیدن همدیگه
    شاید بهترین لحظه و قشنگ ترینخاطره رو بوجود خواهد آورد .
    همیشه به شادی و گردش

    پاسخ

    لی لی پوت Reply:

    :)

    پاسخ

  7. فاطمه باستی
    ۱:۲۲ ب.ظ on آذر ۲۰م, ۱۳۸۷

    منم با نظر آجی ردپا موافقم.
    خیلی خوش گذشت . دستت درد نکنه خیلی کمک کردی شما هم . به من خوش گذشت .

    پاسخ

    لی لی پوت Reply:

    ;;) سری بعدی چوبم هم میارم!!

    پاسخ

  8. پدرام
    ۱:۴۸ ب.ظ on آذر ۲۰م, ۱۳۸۷

    فدا سرت.ایشالا تو پایانی جبرانش می کنی.
    حسابی زحمت کشیدی.مخصوصا سر غذا.

    موفق باشی ایشالا…

    پاسخ

    لی لی پوت Reply:

    :دی

    پاسخ

    پدرام Reply:

    :D

    پاسخ

  9. زن زمانه
    ۷:۰۲ ب.ظ on آذر ۲۰م, ۱۳۸۷

    خیلی خوش گذشت لی لی پوتی
    امتحانت خراب شد؟؟
    اکشال نداره! افتادن برای دانشجوهاست. برای استادا که نیست! نه؟؟؟
    (ستاد دلگرمی دانشجویان امتحان افتضاح داده)

    پاسخ

    لی لی پوت Reply:

    :دی!!!!!!

    پاسخ

  10. lili
    ۱۰:۴۸ ب.ظ on آذر ۲۰م, ۱۳۸۷

    salam khili khush migzaroniya ye kam dars bekhune >:P
    bache begir beshin tou khune [-X
    shokhi mikunama :D
    tou jaye ma ta mitouni khush bash :)
    barghara bashi ;)
    salam bereson :x
    byeeeeeee :- h

    پاسخ

  11. lili
    ۱۰:۵۰ ب.ظ on آذر ۲۰م, ۱۳۸۷

    migama ina ke mach nadare :-?
    hala ke nadare ino vasat mifresam
    >:D< :x

    پاسخ

    پدرام Reply:

    داره که…ببین تو ردیف سومه…

    :-*

    پاسخ

    لی لی پوت Reply:

    واخ واخ واخ!! :D

    پاسخ

    پدرام Reply:

    شماها چقدر آدمای منفی نگری هستید…من فقط خواستم نشون بدم که این شکلکه وجود داره…
    ای بابا … :((

    پاسخ

  12. دنیای قشنگ الهه
    ۱۰:۵۸ ب.ظ on آذر ۲۰م, ۱۳۸۷

    اون قضیه که گفتی بعدا یواشکی میگمو یادت نره هاااااااااااااا :-
    قضیه چی بود؟ :-

    پاسخ

    لی لی پوت Reply:

    :- $ یواشکی باید تو گوشت بگم!!! ;;)

    پاسخ

  13. پدرام
    ۱۲:۳۸ ق.ظ on آذر ۲۱م, ۱۳۸۷

    اما جدا” جای پویا خالی بود.
    کاش بودش…

    میگما بالا سر آشپز هادی ایستاده بودی با چوب می خواستی بزنیش…هادی آزارش به مورچه هم نمیرسه…البته محمودم فکر کنم بود اما اون دلش چوغ می خواست. :-

    پاسخ

    لی لی پوت Reply:

    به وقتش!!!! :D/

    پاسخ

    پدرام Reply:

    آهان به وقتش که هفته دیگه قراره اتفاق بیفته ؟
    از همون دیریم ریم باحالا ؟؟؟ :D

    پاسخ

    مریم خانومی Reply:

    نه دیگه اونو لی لی نباید بزنه :دی . مریم جون ( من نه ! اون یکی :دی ) باید بزنه :دی

    پاسخ

    پدرام Reply:

    این دیریم ریم که میگم یه چیز دیگست…

    پاسخ

    لی لی پوت Reply:

    :D/

    پاسخ

  14. نرگس
    ۱:۰۴ ب.ظ on آذر ۲۱م, ۱۳۸۷

    جنایتتو لو دادی بالاخره یا نه ؟! :D

    پاسخ

    پدرام Reply:

    مگه چیکار کرده ؟
    واخ واخ واخ … چه کرده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    پاسخ

    مریم خانومی Reply:

    چه جنایتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    پاسخ

    لی لی پوت Reply:

    B-) 4 شنبه….

    پاسخ

  15. افشین
    ۱۰:۲۱ ق.ظ on آذر ۲۲م, ۱۳۸۷

    اتق الله … جمع خیلی صمیمی و خوبی داریم . ایشالا که همینطوری حفظش کنیم :) از اینکه بیشتر بچه ها پایه بودن خیلی خوشم اومد …. فکر نکنم جای دیگه ای توی دنیا این دوست خوب و صمیمی و پایه داشته باشه . جای بعضی از آدمهای مسافر هم خالی بود :)

    پاسخ

    لی لی پوت Reply:

    ;) ) :-

    پاسخ

  16. مریم
    ۳:۰۰ ب.ظ on آذر ۲۲م, ۱۳۸۷

    سلام عزیزم
    خیلی خوش گذشت
    جای پویا خالی بود

    پاسخ

  17. مژده غضنفری
    ۷:۰۲ ب.ظ on آذر ۲۲م, ۱۳۸۷

    خوشحالم که خوش گذشته. انشالله دفعه ی بعد هم خوش می گذره هم امتحانت خوب میشه. :)

    پاسخ

پاسخ دهید





XHTML:شما می‌توانید از این کد‌ها در نظرتان استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>