شکستم
وقتی ناراحتی بهتره که حرف نزنی…حتی برای یک کلمه…
حتی نگاه هم نکن.نمی خوام اسیر نگاهت بشم که نتونم اون چیزی رو که باید بگم نگم!
ترک های قلبم رو میبینی؟ میبینی چه جوری دارن میریزن پایین؟ میبینی چه طور داری روشون پا میزاری؟
میدونی….
اونها یک زمانی سرخ بودن…
اما جای پاهات الان سیاه سیاهه…
اما…
نه نگاه کن… به رنگ قرمز کف پات نگاه کن که چه مظلومانه به تو نگاه میکنه.
ببین… دیدی؟
قرمزیه تو چه قدره؟ .. اون اندازه هست که بشه…
شنیدم توی بازار چسبی اومده که میتونه ترکهاشو به هم وصل کنه…
تو این کارو انجام میدی؟
میگن اسم چسبه محبته . نشنیدی؟
پس شنیدی. میدونستم که میدونی… اگه نمی خوای بچسبونیشون پس حد اقل برام بیارش که خودم بچسبونم اون تکه هارو…
…
…
دیدی؟ میدونستم نمیشه…آخه یکی از تکه هاش گم شده…
…
من دیوانه هستم … همون طور که تو بودی و هستی..
میگن دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید!
راست میگن؟ آره راست میگن…
نه راست نمیگن… دیوونه ها که همدیگه رو دوست ندارن. خودشون بهمگفتن…
یادته دیروز بهم گفتی دوست ندارم؟
به همین زودی فراموش کردی؟
دلم میخواد کتاب بخونم…
دلم میخواد کنار دریا کتاب بخونم…
دلم میخواد راه برم کنار دریا و کتاب بخونم…
دلم می خواد کتاب زندگیم رو بخونم…
دلم میخواد بهم بگن دیوونه … این همونکاریه که باید میکردی ولی انجامندادی…
میفهمی چی میگم؟
منو تو این لحظه درک میکنی؟
اون قلبه…. یه دفه پکید…
یه دفه خورد شد… میدونی چرا؟
چون میترسه…. چون بهش یاددادن که بترسه… همیشه از همه چیز از همه بترسه…
باید بترسه… و میترسه…
ولی.
من همیشه به یادتو هستم… همون جور که تو به یادم هستی…
همون جور که تو از من خواستی…
همون جورکه می خوام بهت بگم…
…
…
…
سلام
برچسب: دیوانه بودم و هستم
این مطلب منتشرشده در دوشنبه, آبان ۲۷م, ۱۳۸۷ at ۹:۲۰ ب.ظ و دستهبندی شده در نوشته های لی لی. شما میتوانید نظرات این پست را دنبال کنید از طریق RSS 2.0 feed. شما میتوانید یک نظر بدهید، یا دنبالک از سایت خود ارسال کنید.

۱۱:۴۱ ب.ظ on آبان ۲۷م, ۱۳۸۷
با عرض معذرت : دیوووووونه!
پاسخ
لی لی پوت Reply:
آبان ۲۸م, ۱۳۸۷ at ۲:۲۴ ب.ظ
:دی
پاسخ
۱۲:۱۳ ق.ظ on آبان ۲۸م, ۱۳۸۷
حاج خانوم لیا چی شده ؟
کدوم آدم (&^&%&^&%$%$)&*_( دلت شکونده ؟ بگو تا رنگشو تیره کنم.
گاهی اوقات هیچ چیز و هیچ کسی ارزش اشکایی که میریزی رو ندارن…
پاسخ
لی لی پوت Reply:
آبان ۲۸م, ۱۳۸۷ at ۲:۲۸ ب.ظ
هیچ آدم $#%^#^$#&؛#*,$ریال^^%$%#$ بهم چیزی نگفته ها!!!!:دی
عامو اینها همش چیزهایی بودکه تو فکر هر کسی میاد ولی نوشته نمیشه که من نوشتمش!!!:دی
پاسخ
پدرام Reply:
آبان ۲۸م, ۱۳۸۷ at ۴:۳۷ ب.ظ
هااااااااااا خو بوگو نههههههههههههههههههه…
پاسخ
لی لی پوت Reply:
آبان ۲۹م, ۱۳۸۷ at ۳:۵۴ ب.ظ
پ چه!!!!!:دی
پاسخ
۱:۰۰ ق.ظ on آبان ۲۸م, ۱۳۸۷
آجیییییییییییی عکس بده جنازه تحویل بگیر!!!!!!!!!!!!!! :دی
پاسخ
لی لی پوت Reply:
آبان ۲۸م, ۱۳۸۷ at ۲:۲۸ ب.ظ
ساعت ۱۱ عکس تحویل بگیر!!!:دی
پاسخ
پدرام Reply:
آبان ۲۸م, ۱۳۸۷ at ۴:۳۷ ب.ظ
شماها باید Mirrors Edge بازی کنین تا بینیم واقعا آدم می کشین یا نه…
پاسخ
۴:۱۷ ق.ظ on آبان ۲۸م, ۱۳۸۷
واخ واخ ددی جونی کی دلت اشکونده؟؟؟
پاسخ
لی لی پوت Reply:
آبان ۲۸م, ۱۳۸۷ at ۲:۲۹ ب.ظ
خرزو خان بیده:ی
پاسخ
۴:۲۰ ق.ظ on آبان ۲۸م, ۱۳۸۷
ریش سیاه بگرده!!!
پاسخ
۷:۰۶ ق.ظ on آبان ۲۸م, ۱۳۸۷
aslan kar nedarom kesi behet bi ehterami kerde ya na
ama
kheiliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii gheshang neveshte bidi
پاسخ
۷:۰۹ ق.ظ on آبان ۲۸م, ۱۳۸۷
kenar darya to harkat ketab khondan chishat dard migire ha
پاسخ
لی لی پوت Reply:
آبان ۲۸م, ۱۳۸۷ at ۲:۲۹ ب.ظ
کوکی جونی لنز پس سی چه خوبن؟:دی
پاسخ
۷:۱۰ ق.ظ on آبان ۲۸م, ۱۳۸۷
salam
پاسخ
۸:۰۱ ق.ظ on آبان ۲۸م, ۱۳۸۷
خیلی قشنگ نوشته بودی.
پاسخ
لی لی پوت Reply:
آبان ۲۸م, ۱۳۸۷ at ۲:۳۰ ب.ظ
مرسی عزییییییییییزم
پاسخ
۸:۰۱ ق.ظ on آبان ۲۸م, ۱۳۸۷
امیدوارم هیچ وقت ناراحت نباشی.
پاسخ
۸:۲۸ ق.ظ on آبان ۲۸م, ۱۳۸۷
سلام
من که آخرش متوجه نشدم باید چی کی؟ ! ؟؟-:
دوستان قصد جون کسی رو کردن ظاهرا، که شما دوستش داری؟!
خو چه کاریه؟
شما یه کاری بکن، همشو خط بزن همون سه خط آخر رو بگیر
اینقده خوبهههههههههه
ّD:
پاسخ
لی لی پوت Reply:
آبان ۲۸م, ۱۳۸۷ at ۲:۳۱ ب.ظ
این دوسته فرضی بیده!!!
واسه همین میگم باید بگین دیوونه!!!:دی
پاسخ
۹:۴۰ ق.ظ on آبان ۲۸م, ۱۳۸۷
nabinam narahtitoo
del doshmanet beshkane khanomiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii
پاسخ
لی لی پوت Reply:
آبان ۲۸م, ۱۳۸۷ at ۲:۲۶ ب.ظ
بوووووووووووووووووووووووس
پاسخ
۹:۴۰ ق.ظ on آبان ۲۸م, ۱۳۸۷
booooooooooos booooooooooooooooos
پاسخ
۱۲:۳۷ ب.ظ on آبان ۲۸م, ۱۳۸۷
ساعت های خلوت جهت ثبت نام عمره مراجعه کنید.
مثل اول صبح یا آخر شب.
پاسخ
لی لی پوت Reply:
آبان ۲۸م, ۱۳۸۷ at ۲:۲۶ ب.ظ
ثبت نام کردم فقط نمی دونم کدوم طبقه پیش کی برم تحویل بدم!!:دی
پاسخ
طارمه Reply:
آبان ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۴۳ ق.ظ
طبقه دوم.
راهرو سمت چپ
دفتر فرهنگ
یا کانون قرآن و عترت
بپرسی بهت میگن.
پاسخ
۳:۳۸ ب.ظ on آبان ۲۸م, ۱۳۸۷
خیلى متفاوت بود این پستت. واقعا خیلى قشنگ بود. موفق باشى
پاسخ
۷:۰۴ ب.ظ on آبان ۲۸م, ۱۳۸۷
دختر عمو کی جرئت کرده؟؟؟؟؟؟؟!!!!!! ق……………………………………………..
فقط اشاره کنی من می دونم و اون !!!! حال………………… بیجا می کنه م………….
پاسخ
۸:۵۹ ق.ظ on آبان ۲۹م, ۱۳۸۷
سلام. خوبی خانوم. خیلی مبهم بود اما قشنگ.
تونستی به منم سر بزن
پاسخ