تجربه

خاطره ها

روزنوشت های لی لی

تجربه

اینقدر این روزها جیغ خوشحالی کشیدم که نایی برای حرف زدن ندارم.

سلام.

دلم برای نوشتن تنگ شده بود. گاهی وقتها خسته از نوشتن میشی و گاهی خسته از ننوشتن.

پ.ن۱) هر ثانیه از عمرم که میگذشت پ.ن هایی توی ذهنم می اومد برای نوشتن ولی چه  کنم که همش فراموش شده.

پ.ن۲) شاید گاهی اوقات دل خوشی از بعضی رفتارهای آدمی نداری اما نمیدونم این چه جور حسی هست که وقتی یه نفر دیگه شروع میکنه به ایراد گرفتن از اون طرف تازه پی میبری که چه قدر میتونه برات عزیز باشه و تا اونجا که توان داری سعی میکنی با چنگ و دندون از خودش و افکارش و شخصیتش دفاع کنی و گاهی به طرف سوم بفهمونی که نه…

پ.ن۳)فکر میکنی تو یه فردی هستی جدا از بقیه که هر کاری که می خوای میکنی و قادر هستی همه کارها رو به خوبی انجام بدی ولی وقتی اولین برگ ذرت شروع به زرد شدن میکنه میفهمی که نه اونقدر ها هم نمیتونی به خودت اعتماد کنی.

پ.ن۴)هیچ وقت فکر نمیکردم ما هم یه برج پیزا توی شیراز داشته باشیم…قلعه ارگ کریم خان .

پ.ن۵)شب بهش فکر میکنی…روز بهش فکر میکنی…شب بهش فکر میکنی…روز بهش فکر میکنی…=همیشه بهش فکر میکنی…

پ.ن۶)افکاری که بلند خوانده میشوند همیشه دردسر ساز نیستند.گاهی اوقات شنیدنشون خیلی چیزهارو برات روشن میکنه و گاهی امید به زندگی و عشق رو در وجودت افزایش میده.

پ.ن۷)کانال آشپزی یکی از وحشتناک ترین کابوس های زندگیه منه.هر موقع نگاه میکنم گرسنه میشم و میرم سر یخچال.

پ.ن۸)میروم…میروم در دل تاریکی.میرم در هوایی عاشقانه . میروم تا قدم بردارم و دیوار باد را بشکنم و جلو بروم. پیاده رو خلوت با هوای بارانی با نسیم دل انگیزی که وقتی به صورتت میخوره احساس میکنی یکی از شخصیت های محبوب و خوشبخت کتاب رمان زندگیه خودت هستی…

پ.ن۹)مجسمه و خمیر…کدوم یکی از این دوهستی؟ به درون خودمون نگاه کنیم…(یاداوری کن راز این دو کلمه در زندگیه خودت رو برات بگم)

پ.ن۱۰)شخصیت من رو از روی دست خطم شناختند… زیبا بود .آرام بود اما…

پ.ن۱۱)اگر می خوای تا آخر عمرت عذاب وجدانت وجودت رو نابود نکنه و افسوس ها قفسه های سنگین دلت را سنگین تر نکنند هر چه داری بگو هر آنچه در دل داری بگو…بگو تا پشیمانی گریبانت را نگیرد.بگو تا دلت از هرچه تردید است پاک شود. بگو هر آنچه که باید گفته شود بگو…بگو فقط برای دل خودت بگو.بگو و تلاشت را بکن حتی اگر نتیجه اونچیزی که می خواهی نباشد و اینجاست که احساس میکنی دو چوب دستی را کنار زدی و میخواهی روی دو پای خودت بلندشوی.

پ.ن۱۲) شاید برای رفتن زود باشد اما دیر هم هست.

پ.ن۱۳)تمام تلاشم رو میکنم تا اونچیزی رو که میخواد و خوشحالش میکنه بهش برسم و انجامش بدم.

این مطلب منتشرشده در سه شنبه, شهریور ۹م, ۱۳۸۹ at ۱۱:۰۶ ق.ظ و دسته‌بندی شده در نوشته های لی لی. شما می‌توانید نظرات این پست را دنبال کنید از طریق RSS 2.0 feed. شما می‌توانید یک نظر بدهید، یا دنبالک از سایت خود ارسال کنید.



۴۲ نظر در “تجربه”

  1. هادی
    ۱۱:۳۰ ق.ظ on شهریور ۹م, ۱۳۸۹

    چرا این همه جیغ میزنییییییییا گوشم درد گرفت چشششششششش.

    پ ن ها رو یاد داشت میکردی تا یادت نره . میتونستی تو گوشی موبایلت هم بنویسیشون .

    همه ما از طرف خداییم و تواناییامون بیشتر از اون چیزیه که فکرش میکنیم . ژس به همه چیزمون میتونیم برسیم . حتی اگه برگ ذرتی زرد بشه .

    حالا شب و روز به چه فکر میکنی ؟

    تا چند وقت دیگه بانک ملی شعبه گلشن هم میشه مثل برج ژیزا . بعد به پیتزا میگیم گلشن :دی

    پاسخ

    لی لی پوت Reply:

    وای پیتزا :-

    پاسخ

  2. هادی
    ۱۱:۳۲ ق.ظ on شهریور ۹م, ۱۳۸۹

    تو ماه رمضون خیلی سختن سیل برنامه های آشپذی بکنب و بس .:)

    برای رفتن و هیچ وقت دیر نیست . شتید همین الان !!!

    پاسخ

    لی لی پوت Reply:

    عامو چه نوشتیا
    درست بینویسا :D

    پاسخ

    هادی Reply:

    اصلاحیه *
    ّبرنامه های آشپزی را نکاه کنی

    * شاید همین الان

    پاسخ

  3. فروغ
    ۱۲:۲۵ ب.ظ on شهریور ۹م, ۱۳۸۹

    خیلی زیبا بود لی لی جون.من که تمام عمرم ترجیح میدم خمیری باشم که هر ثانیه اونجور که می خوام بشم.در برابر مشکلات سنگ و سخت بشم و در قابل شادی ها مثل موم نرم.اینکه بتونم مثل خمیر چهرم و از حالت ناراحتی تبدیل کنم به خوشحالی و غم و کینه رو بتونم از چهره و قلبم پاک کنم.و ترجیحا در زمان مرگم تبدیل به مجسمه ای به عنوان الگو برای دیگران باشم. ~-~
    خیلی خوشحالم که بلاخره تار عنکبوت و پاک کردی.دلم واست یه ذره شده.واسه دانشگاه.بچه ها.دوست دارم. :-* :x

    پاسخ

    لی لی پوت Reply:

    عزیزم :-*
    جریان مجسمه و خمیر رو حتما برات میگم…
    دلم واست تنگ شده :x

    پاسخ

  4. احسان دهقانی
    ۱۲:۳۶ ب.ظ on شهریور ۹م, ۱۳۸۹

    خوندم…
    کامنتم نمیاد…
    عوضش خوابم میاد…
    ۲۰ ساعته نخوابیدم … (:|

    پاسخ

    لی لی پوت Reply:

    خوب بخواب!!!

    پاسخ

    احسان دهقانی Reply:

    سلام
    صبح بخیر
    رسیدن بخیر
    برج پیزا تو شیراز که چیزی نیست
    برازجونم دریا داره من نمیدونستم
    بخاطر همینه که میگن بسیار سفر باید تا اطلاعات بیشتر بدست آورد آدم!!!

    پاسخ

  5. لی لی
    ۱۲:۴۲ ب.ظ on شهریور ۹م, ۱۳۸۹

    ایشالله همیشه خوش باشی
    من که چندین مدت حال نوشتن ندارم

    پاسخ

    لی لی پوت Reply:

    منم همینم ولی چاره چیست…

    پاسخ

  6. فروغ
    ۱:۱۸ ب.ظ on شهریور ۹م, ۱۳۸۹

    وایییی.یعنی چیه.واسه اینم که شده زود میام. :~ (;raghs-)

    پاسخ

  7. فاطمه
    ۲:۱۷ ب.ظ on شهریور ۹م, ۱۳۸۹

    هیییییییییی آجیییییییییی
    خوشحالم که برگشتی .
    گفتم کنگر خوردی دیگه لنگر انداختی خیال برگشت به وطن نداری
    دیگه غصه م گرفته بودااااااااا
    حالا بزار اول بخونم بعد بیام نظر بزارم

    پاسخ

  8. ehsan amiri
    ۶:۳۲ ب.ظ on شهریور ۹م, ۱۳۸۹

    paay bogzar be oon rahi ke fekr koni behtari ,ke faghat fekr koni behtari . mohem nist hadaf cheghad bozorg bashe mohem inke ke ba hameye vojoodet tahaghogh e hadaf ro mitalabi . vaghti mikhay miresi hata 10 bar zamin bokhori bazam boland mishi (moorche 10 bar age doonash biofteh bazam dooneh ro bar midareh ) kheili vaghta tars az gjoftan az khode goftan koshandeh tareh . goftan arzesh koshtan ro dare . poshte har mordan ye donyay e jadide . ama vase goftan ye seri afkar e azar dahabdeh ast . vaghti migi ye bar sangin ro zamin mizari o bare dige barmidari

    پاسخ

    لی لی پوت Reply:

    من که دیگه حرفم نمیاد!!!!

    پاسخ

    ehsan amiri Reply:

    etefaghan bayad harf zad . bayad jorat dasht :)

    پاسخ

  9. فاطمه
    ۸:۳۷ ب.ظ on شهریور ۹م, ۱۳۸۹

    همش عالییییییییییییی بود
    عالی ترینش پ.ن ۱۳
    برج پیزا هم نمیدونم کجای شیراز هست . با اینکه همیشه از کنار ارگ کریم خان رد میشیم اما تا به حال ندیدمش
    دیگه اینکه درباره خمیر و مجسمه منم با نظر فروغ ۱۰۰% موافقم
    دیگه اینکه زودتر تشریفت بیار خونه ما این سوغاتی هات رو بردار ببر . :x ;) (;raghs3-)
    دیگه اینکهههههه کلی خوشحالم که اینجایی آجییییی :helle: :helle:

    پاسخ

  10. فاطمه
    ۸:۳۹ ب.ظ on شهریور ۹م, ۱۳۸۹

    ااااااا چرا دیگه صوتی نیست
    تازه داشتم به فایل های صوتی که میذاشتی عادت میکردم :girukh:

    پاسخ

  11. محمدباقر
    ۴:۵۷ ق.ظ on شهریور ۱۰م, ۱۳۸۹

    پست جالبی شده و چیزی برای اضاف کردن نداره.
    فقط ای پ.ن سومیه خیلی فلسفی شده!! میشه یواشکی یه توضیحی بدی، کسی نفهمه ها

    پاسخ

    لی لی پوت Reply:

    مرسی ولی تنها پ.ن که معنای دیگه نمیداد خودش بود :-
    برای پایان نامه ارشد دختر خالم وظیفه حفاظت از ذرتاش به عهده من بود…
    دختر خاله منو ببخش :eltms:

    پاسخ

  12. محمود
    ۱۲:۴۰ ب.ظ on شهریور ۱۰م, ۱۳۸۹

    یادم باشه موقع تولدت یه سری فیلم و سریال کامل آشپزی بهت کادو بدم :D

    پاسخ

    لی لی پوت Reply:

    اگه جرات داری کادو بده :gogooli:

    پاسخ

  13. رقیه
    ۲:۰۶ ب.ظ on شهریور ۱۰م, ۱۳۸۹

    عزیزم توصیه میکنم هیچ وقت کانال آشپزی رو نگاه نکنی که یه وقت خدایی نکرده وسوسه بشی بری طرف یخچال، میدونی که!!!!…..

    پاسخ

    لی لی پوت Reply:

    :- خوبه که

    پاسخ

    محسن مبرهن Reply:

    سلام/

    اتفاقا منم داشتم به این قضیه فکر میکردم ؛ که یه موقع خدایی ناکرده نزنی کانال جنایی !!! :-SS :-SS :-SS

    پاسخ

  14. رقیه
    ۲:۰۷ ب.ظ on شهریور ۱۰م, ۱۳۸۹

    اینم واسه تو، یادم رفت :x

    پاسخ

    لی لی پوت Reply:

    :helle: :x :x :-*

    پاسخ

  15. هوای تازه
    ۶:۱۰ ب.ظ on شهریور ۱۰م, ۱۳۸۹

    مبارک باشه :-

    رسیدن بخیر :)

    کامنت احسان و کامنت فروغ در باره مجسمه و خمیر لایک

    پاسخ

    لی لی پوت Reply:

    متشکراتیم :D

    پاسخ

  16. پرستو
    ۹:۴۴ ب.ظ on شهریور ۱۰م, ۱۳۸۹

    از روی دست خط؟ واااااااااییییی مال من که افتضاح اگه به دست خط مربوط باشه
    پ.ن.۱۲٫ کاملا موافقم
    شاد باشی :x

    پاسخ

    لی لی پوت Reply:

    مرسی که اومدی عزیزم
    آره منم کلی آبروم رفت به خاطره ۱ اشکال کوچولو :D

    پاسخ

  17. ماریا
    ۱۰:۴۳ ب.ظ on شهریور ۱۰م, ۱۳۸۹

    :helle: :gogooli: :bichial: :brobnim: :brobnim: :brobnim: :brobnim: :brobnim: :brobnim: (;raghs2-) (;raghs3-)

    پاسخ

    لی لی پوت Reply:

    چه میگی سی خوت؟:دی
    بچه ها ماریا واسه افطاری نیستش:دی

    پاسخ

    فاطمه Reply:

    ویییییییییی سی کی اینجانا ؟
    چوریااااااااااااااااااا ؟؟
    خوبی ؟؟

    لی لی پوت: چه کارش داریااااااااااااااااااااااااااا ؟ :brobnim:

    ماریا غصه نخور عزیزم خودم جات هر چی که آوردن واسه افطاری میخورم =))

    پاسخ

  18. فاطمه
    ۱۱:۱۹ ق.ظ on شهریور ۱۱م, ۱۳۸۹

    ها لی لی پوت
    پ.ن ۷ : واقعا
    عامو گشنه باشی این کانال آشپزی نگاه کنی گشنه تر میشی
    سیرم باشی بازم بشینی نگاه کنی گشنه میشی
    اصن به یه نتیجه مهم رسیدم . اینکه اصن دیگه این کانال رو نگاه نکنیم :^o

    پاسخ

  19. فاطمه
    ۱۱:۲۳ ق.ظ on شهریور ۱۱م, ۱۳۸۹

    سی ماریا : برو عامو وبلاگت چک کنا چیششششششش
    یه آدم چنییییییییییی هسیاااااااااااا
    :gogooli:

    پاسخ

  20. فروغ
    ۳:۵۳ ب.ظ on شهریور ۱۱م, ۱۳۸۹

    دوستان عزیز من متعلقم به لی لی. =))
    مرسی که صحبتم و لایک کردین. :~ :helle: (;raghs2-) (;raghs3-)

    پاسخ

  21. سمیه
    ۵:۱۵ ب.ظ on شهریور ۱۲م, ۱۳۸۹

    هی روزگار )(heykhoda)(

    پاسخ

  22. شاسوسا
    ۱۲:۰۵ ب.ظ on شهریور ۱۳م, ۱۳۸۹

    سلام ممنون از محبتتون..منم خوشحال شدم

    پاسخ

  23. پویا پولادتن
    ۱۲:۰۹ ب.ظ on شهریور ۱۳م, ۱۳۸۹

    منم از بس استرس داشتم لاغر شدم!! :دی
    پیرهنای XL همه دارن گشاد میشن سیم :دی :D

    پاسخ

    لی لی پوت Reply:

    گول نده گولوووووووووو :D

    پاسخ

پاسخ دهید





XHTML:شما می‌توانید از این کد‌ها در نظرتان استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>