توصیف عکس
اردیبهشت ۱, ۱۳۸۹ - ۱۰:۵۲ ق.ظ

پ.ن ۱) خیلی وقت بود می خواست آپ کنم اما حس نداشتم اجازه نمیداد
پ.ن ۲) تصمیم دارم چماق و تپانچم رو بزارم کنار…اما این دلیل نمیشه اصلا استفاده نشه!!!
پ.ن ۳) زرتشت یه دین طرفدار شادی و مخالف غم و اندوه و ناراحتیه…دونستن اطلاعات در مورد این دین ضرری نداره…
پ.ن ۴) یکی اومد با هدف سر کار گذاشتنمون غافل از اینکه خودش خدایی سر کاره!!

اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۹ at ۱۱:۱۹ ق.ظ
سلام..
پاسخ
لی لی پوت Reply:
اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۹ at ۵:۱۳ ب.ظ
سلامون علیکم
پاسخ
اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۹ at ۱۱:۲۶ ق.ظ
سلام…
پاسخ
لی لی پوت Reply:
اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۹ at ۵:۱۳ ب.ظ
علیک سلام برادر
پاسخ
اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۹ at ۱۱:۳۹ ق.ظ
عکس دومی خیلی عالی شده ها
همون که گفتم نبوغ خوبی داری تو عکاسی
۱ . کار خوبی کردی

یادم نمیاد 
2 . میشه یه مدتی قرضشون بدی به من ؟؟ نیازشون دارم .
۳ . پارسال یه مطلب درباره علامت زرتشت گذاشتم . ( البته به گمونم ها )
۴ . باحال گفتی
ببینم انگاری این بار از فایل صوتی خبری نیست ؟
پاسخ
لی لی پوت Reply:
اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۹ at ۱۲:۰۲ ب.ظ
وا!!!! بالا که فایل صوتی هست!!!
پاسخ
اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۹ at ۱۲:۱۲ ب.ظ
سر کار مردم میزاری ؟ ها ها ها ؟
هنوز فایل صوتی رو دانلود نکردم که بگوشم .
تو پ ن اولی یه کمی سخت خونه میشه . کمی درسش کن .
پاسخ
لی لی پوت Reply:
اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۹ at ۴:۰۷ ب.ظ
مزش به همینه
پاسخ
اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۹ at ۱۲:۲۶ ب.ظ
جالب بود.. این مطلبت و مفید…
دین زرتشت مراسم ها و آیین های زیبای زیادی داره که متاسفانه ما انجامشون نمی دیم
یا اگه هم انجام بدیم مثل چهارشنبه سوری انجام می دیم…
پاسخ
اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۹ at ۱۲:۳۱ ب.ظ
سلام همشهری و از این به بعد دوست من
تازه شروع کردم به وبلاگ نویسی پس امیدوارم حضورم را پذیرا باشید . ممنون میشم بهم سر بزنید
من لینکتون کردم
پاسخ
اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۹ at ۱۲:۳۶ ب.ظ
حالا تونستم کامل بشنوم :
زرتشت : گفتار نیک ، کردار نیک ، ÷ندار نیک .
تمامی دین ها و آئین ها برای صلاح انسانها بوده اند و همه برای رسیدن و درک کردن به خدای واحد .
هر آئینی که به خدا میرسه زیباستو قابل احترام . و فقط هم همین مهمه خدا و نه هیچ کس و هیچ چیزی .
پاسخ
اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۹ at ۱۲:۴۰ ب.ظ
در مورد این نما زرتشت یه چیزایی خونده بودم اون سال که ررفته بودم یزد و تقریبا همین بود اما قشنگ تر توصیفش کردی .
داستانی که اون زرتشت و مسلمون هم باید توش دقت کنیم و بهمون درس میده که انسان انسانه و همه زاده خدای واحدیم .
فقط یه جاشو اشتباه کردی اون پادشاهه فکر کنم مرده باشه و دیگه نمیتونه خدا عمرش بده :دیییییی
روز ۱۹ فروردین ؟؟!!!
پاسخ
لی لی پوت Reply:
اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۹ at ۴:۰۸ ب.ظ
حالا اون موقع خدا عمرش بده!!!
پاسخ
فاطمه Reply:
اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۹ at ۹:۴۵ ب.ظ
کمک روز ۱۹ فروردین رو خواستم اشاره کنم ها .
نه این هدف داشته که گفته ۱۹ فروردین
ها هدفت چیییییییییییی بیدهههههههههه ؟؟؟؟
پاسخ
لی لی پوت Reply:
اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۹ at ۱۰:۲۶ ب.ظ
پاسخ
اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۹ at ۱:۳۷ ب.ظ
خو این بار من ندیدم
پاسخ
اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۹ at ۱:۵۶ ب.ظ
درباره زرتشت خیلی قشنگ همه چیز ها رو گفتی
من از این رسمشون خیلی خوشم اومد
به نظرم اگر یکی از عکسهایی که سر قبر یکی از این زرتشتی ها گرفتی میزاشتی خیلی توصیفت زیبا تر میشد . اینجوری اون شخصی که داره حالا فایل صوتی رو گوش میده و وقتی به اون قسمت میرسه میتونه این حس رو داشته باشه که اونجا بوده .
من که اینجوری حس کردم . شاید واسه خاطر اینه که عکس هاشون رو دیدم .
درباره اون مسلمونه و زرتشتی هم خیلی برام جالب بود و همینجور این مکانی که عکسش رو گذاشتی
امیدوارم در پستهای بعدی مطالب جالبتری از دین زرتشت برامون بزاری
موفق باشی
پاسخ
لی لی پوت Reply:
اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۹ at ۴:۱۴ ب.ظ
خوب یادم رفت اون رو بزارم!!!!:D
پاسخ
اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۹ at ۳:۰۹ ب.ظ
تا یه اندازش درست بود
مثلا شما درباره دست راست این نماد چیزی نگفتید این دستی که به اسمان دراز شده اشاره به ستایش “دادار هستی اورمزد” خدای واحد ایرانیان داره که زرتشت در ۴۰۰۰ سال پیش آنرا به جهان هدیه داده
یا اون حلقه ای که در دست چپشه و شما به راحتی ازش گذشتید ، به نماد محبت و عشق نیست بلکه به نماد عهد و پیمانی که بین انسان و اهورا مزدا بسته شده و با این عهد انسانها باید در همه حال خدا یکتا رو ستایش کنن و خدا رو ناظر بر تمامی کارهاشون بدونن
این حلقه که بر دست چپ این نماد هست در واقع همان حلقه ازدواج هست که بیانگر یک سنت و یک نماد ایرانی بین زن و شوهر های امروزی باقی مونده است
پاسخ
لی لی پوت Reply:
اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۹ at ۴:۱۱ ب.ظ
دست راست رو در موردش نشنیدم ولی حلقه که خودتم داری میگی نماد پیمانه. پیمان هم همون عشق و علاقست!! والا این جوری بهم گفتن و منم کنترل وی کردم و گذاشتم اینجا!!
پاسخ
اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۹ at ۶:۵۳ ب.ظ
اون بنده خدایی که تو دانشگاه ندیده بودت که سلام کنه جدا از اون دلیله که سر بزیر بوده شاید از همین تپانچه و چماقت ترسیده
چه باحال عکس رو توصیف کردی
هه هه سر کاری
پاسخ
لی لی پوت Reply:
اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۹ at ۹:۱۱ ب.ظ
هه هه هه خی خی خی
پاسخ
اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۹ at ۹:۵۶ ب.ظ
حرف حق جواب نداره .. مرسی که روی این موضوع مانور دادی … الان خیلیا کردار نیک نه گفتار نیک نه پندار نیک رو عمل نمیکنند ..
بیایم آیین های زرتشت را پاس بداریم
پاسخ
لی لی پوت Reply:
اردیبهشت ۱م, ۱۳۸۹ at ۱۰:۲۷ ب.ظ
پاسخ
اردیبهشت ۲م, ۱۳۸۹ at ۹:۴۷ ق.ظ
سلام.مطلبت خیلی زیباست.ولی بچه ها من اولم.آخه اول واسه من تعریف کرده بود.
وای سر کاری رو نگو که واقعا خودش سر کار بود.بنده خدا ما رو نمی شناخت خب ازش ایراد نگیرین.
پاسخ
لی لی پوت Reply:
اردیبهشت ۲م, ۱۳۸۹ at ۱۲:۲۱ ب.ظ
پاسخ
اردیبهشت ۲م, ۱۳۸۹ at ۱۲:۰۷ ب.ظ
نه خداییش میخوام بفهمم خدا چطوری عمر بده به پادشاهی که مُرده؟

میگم تو عکس دومیه رو دیوار چی نوشته احیانا؟
تو بار کار س_یا.س_ی کردی؟
——-
جدی!
استفاده بردیم
این چیزایی که گفتی منبع هم داره یا نه فقط شنیدی؟
داستانی که تعریف کردی خیلی جور در نمیاد، یا اینکه یه جاهاییش رو جا انداختی
به عقیده ی من همه ی دینها خلاصه شدن توی همین سه جمله:
گفتار نیک، پندار نیک، کردار نیک
مهم نیست چه دینی داشته باشی، مهم اینه این سه شرط رو داشته باشی
پاسخ
احسان دهقانی Reply:
اردیبهشت ۲م, ۱۳۸۹ at ۱۲:۱۰ ب.ظ
اگه به این موضوع علاقه داری اینجا رو هم مطالعه کن
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%AF_%D9%81%D8%B1%D9%88%D9%87%D8%B1
پاسخ
لی لی پوت Reply:
اردیبهشت ۲م, ۱۳۸۹ at ۱۲:۱۹ ب.ظ
شنیدم ولی نمیدونم واقعیت داره یا نه… ولی…
پاسخ
لی لی پوت Reply:
اردیبهشت ۲م, ۱۳۸۹ at ۱۲:۲۲ ب.ظ
عامو چه کار پادشاه داریناااااااا
حالا قبل اینکه بمیره که خدا عمرش داده بود!!!
پاسخ
اردیبهشت ۳م, ۱۳۸۹ at ۱۲:۴۴ ب.ظ
زرتشت را میستایم ، چون نه کشت و نه دستور کشتن داد.
گرچه عقیده دارم هیچ دینی جز برای محدود کردن انسان ها و سوء استفاده از آنها نیامده.
پاسخ
اردیبهشت ۴م, ۱۳۸۹ at ۱:۴۷ ب.ظ
بروزم دوست خوبم
ممنون از اینکه به من سر زدی . امیدوارم لیاقت دوستی با شما رو داشته باشم
پاسخ
اردیبهشت ۵م, ۱۳۸۹ at ۳:۱۲ ب.ظ
ها ۱۹ فروردین واسه من هم شیرین بود و هم تلخ
اینها واسه شیرینیش
شیرینی و تلخیش رو خودت خوب میدونی
و این واسه
پیدا شدنش
پاسخ
اردیبهشت ۷م, ۱۳۸۹ at ۷:۴۹ ب.ظ
من هرچی اومدم بگم دیدم ملت قبل از من گفتن
همونایی که بقیه گفتن دیگه !!
پاسخ
اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۸۹ at ۹:۳۲ ق.ظ
veeeeeeeeeee lili rafti kerman javgir shodi baba bikhiyal
پاسخ
اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۸۹ at ۱۱:۰۱ ق.ظ
پیش از اینها فکر میکردم خدا
خانه ای دارد میان ابرها
مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتی از الماس وخشتی از طلا
پایه های برجش از عاج وبلور
بر سر تختی نشسته با غرور
ماه برق کوچکی از تاج او
هر ستاره پولکی از تاج او
اطلس پیراهن او آسمان
نقش روی دامن او کهکشان
رعد و برق شب صدای خنده اش
سیل و طوفان نعره توفنده اش
دکمه پیراهن او آفتاب
برق تیغ و خنجر او ماهتاب
هیچکس از جای او آگاه نیست
هیچکس را در حضورش راه نیست
پیش از اینها خاطرم دلگیر بود
از خدا در ذهنم این تصویر بود
آن خدا بی رحم بود و خشمگین
خانه اش در آسمان دور از زمین
بود اما در میان ما نبود
مهربان و ساده وزیبا نبود
در دل او دوستی جایی نداشت
مهربانی هیچ معنایی نداشت
هر چه می پرسیدم از خود از خدا
از زمین، از آسمان،از ابرها
زود می گفتند این کار خداست
پرس و جو از کار او کاری خطاست
آب اگر خوردی ، عذابش آتش است
هر چه می پرسی ،جوابش آتش است
تا ببندی چشم ، کورت می کند
تا شدی نزدیک ،دورت می کند
کج گشودی دست، سنگت می کند
کج نهادی پای، لنگت می کند
تا خطا کردی عذابت می کند
در میان آتش آبت می کند
با همین قصه دلم مشغول بود
خوابهایم پر ز دیو و غول بود
نیت من در نماز و در دعا
ترس بود و وحشت از خشم خدا
هر چه می کردم همه از ترس بود
مثل از بر کردن یک درس بود
مثل تمرین حساب و هندسه
مثل تنبیه مدیر مدرسه
مثل صرف فعل ماضی سخت بود
مثل تکلیف ریاضی سخت بود
تا که یکشب دست در دست پدر
راه افتادم به قصد یک سفر
در میان راه در یک روستا
خانه ای دیدیم خوب و آشنا
زود پرسیدم پدر اینجا کجاست
گفت اینجا خانه خوب خداست!
گفت اینجا می شود یک لحظه ماند
گوشه ای خلوت نمازی ساده خواند
با وضویی دست ورویی تازه کرد
با دل خود گفتگویی تازه کرد
گفتمش پس آن خدای خشمگین
خانه اش اینجاست اینجا در زمین؟
گفت آری خانه او بی ریاست
فرش هایش از گلیم و بوریاست
مهربان وساده وبی کینه است
مثل نوری در دل آیینه است
می توان با این خدا پرواز کرد
سفره دل را برایش باز کرد
می شود درباره گل حرف زد
صاف و ساده مثل بلبل حرف زد
چکه چکه مثل باران حرف زد
پاسخ
هادی Reply:
اردیبهشت ۲۲م, ۱۳۸۹ at ۷:۳۰ ق.ظ
خیلی باحال
پاسخ
اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۹ at ۱۰:۱۴ ق.ظ
بسیار استفاده بردیم دستت درد نکنه، خدا گفتار نیکت بیشتر کنه
پاسخ
اردیبهشت ۱۸م, ۱۳۸۹ at ۱۰:۳۳ ق.ظ
سلام دخمل
خوشی در کل؟
از امشب این جدیدیا رو دانلود میکنم . نهایتش هر کدوم یه ساعت طول میکشه بیشتر که نمیشه . قدیمیا هم که اوکی کردی(آره؟؟)
پاسخ
اردیبهشت ۱۸م, ۱۳۸۹ at ۱۰:۳۶ ق.ظ
نوشتنت منو شاد میکنه . حیفی که دیگه غیر از پی نوشت دستنوشته ازت نمی خونیم.بعضی وقتا اونجوری هم بنویس
پاسخ
لی لی پوت Reply:
اردیبهشت ۲۳م, ۱۳۸۹ at ۱۲:۲۴ ب.ظ
مرسیییییییییی باشه حتما:-*
پاسخ
اردیبهشت ۲۰م, ۱۳۸۹ at ۱:۳۵ ق.ظ
سلام
پاسخ
اردیبهشت ۲۲م, ۱۳۸۹ at ۱۱:۴۲ ب.ظ
سلام..
نیستی…؟؟؟
خوبی؟؟
پاسخ
اردیبهشت ۲۴م, ۱۳۸۹ at ۸:۲۶ ق.ظ
چرا خیلی وقته آپ نکردی؟
منتظر پست های قشنگت هستم
پاسخ
اردیبهشت ۲۴م, ۱۳۸۹ at ۱۰:۳۰ ق.ظ
تو چرا دیگه نمیای بهم سر بزنی
پاسخ
اردیبهشت ۳۱م, ۱۳۸۹ at ۴:۳۸ ب.ظ
سلام فروهر تنها یادبود گذشتگان ماست

http://rapidshare.com/files/389954656/FARAVAHAR.pdf.html
http://rapidshare.com/files/389956657/ayeeinbedrodbagozashtegan.pdf.html
پاسخ
خرداد ۱م, ۱۳۸۹ at ۷:۲۹ ق.ظ
پاسخ
خرداد ۲م, ۱۳۸۹ at ۷:۲۳ ب.ظ
kheli mardi khoton benvisin neeeehhhhhhhhhhhh MAN MOJELAT daram nemitonam benisam
پاسخ
خرداد ۳م, ۱۳۸۹ at ۲:۳۸ ب.ظ
مونم دلم تنگ شده
پاسخ
لی لی پوت Reply:
خرداد ۴م, ۱۳۸۹ at ۱۲:۴۳ ق.ظ
داداشیییییییییییییییییی
****
پاسخ
احسان دهقانی Reply:
خرداد ۶م, ۱۳۸۹ at ۱۲:۲۶ ب.ظ
سیل ایی دو تا کنا
پاسخ
خرداد ۴م, ۱۳۸۹ at ۴:۱۵ ب.ظ
بابا چرا آپ نمیکنی؟
این همه میایم اینجا دست خالی بر میگردیم
پاسخ
خرداد ۶م, ۱۳۸۹ at ۱۲:۲۷ ب.ظ
نه یه وخت آپ کنیا!
زتشن، میگن دیدی چه شد؟ بوش ریم سیاه!، دختروو آپ کرد!!
پاسخ
خرداد ۸م, ۱۳۸۹ at ۱۱:۲۴ ق.ظ
خیلی خوب توضیح دادی
ممنون
شاد باشی
پاسخ
خرداد ۱۳م, ۱۳۸۹ at ۹:۰۱ ق.ظ
لیا جان روز زن رو به شما و روز مادر را به مادر گرامیتون تبریک میگم
پاسخ
خرداد ۱۳م, ۱۳۸۹ at ۹:۳۲ ق.ظ
salam hamshahri
rooze madar ro be madare khoobet az tarafe man tabrik begid
man beroozam
پاسخ
تیر ۱۱م, ۱۳۸۹ at ۲:۴۰ ق.ظ
منم دوستدارم در موردشون بیشتر بدونم
پ.ن۴: با حال بود :دی
(روز بارونی ) بالاخره به روز شد . خوشحال میشم بیای
پاسخ
تیر ۱۵م, ۱۳۸۹ at ۶:۵۳ ق.ظ
خیلی وقته ننوشتیا
؟!!!
پاسخ
تیر ۱۶م, ۱۳۸۹ at ۳:۴۶ ق.ظ
به روزم
بیا خوشحال میشم
پاسخ
تیر ۱۷م, ۱۳۸۹ at ۱۲:۵۲ ب.ظ
tar ankabot bast b khoda
پاسخ
تیر ۱۸م, ۱۳۸۹ at ۹:۳۰ ب.ظ
amo velesh kona cherto pert mige
پاسخ
تیر ۱۹م, ۱۳۸۹ at ۳:۲۲ ق.ظ
سلام…
امشب بعد از مراسم یادم اومد که یه وبلاگ به اسم لی لی پوت هم هست…(فکر کنم خودت هو یادت رفته باشه)
فکر کنم حساب روزایی که صدات رو اینجا نزاشتی از دست خودت هم در رفته باشه!!!
میشه گفت روزی به این وبلاگ بیشتر از سایر وبلاگ ها روزانه سر می زدم…
هم به خاطر تنوعی که داشت و صدا رو می شندیم به جای متن
هم کامنت هایی که همه می زاشتن و جواب هم رو می دادن..
و هم وبلاگ های به روز شده رو هم که کنار وبلاگ میشد دید..
خلاصه اولین وبلاگی بود که باز می شد..و بیشترین رفرش رو داشت..
)
ولی حالا…
به نظرت وقتش نرسیده؟؟؟!!!!
من هر دو وبلاگم رو آپ کردم..
هم عکس
هم متن
منتظرم…
مانا باشی…!!!
پاسخ
تیر ۱۹م, ۱۳۸۹ at ۳:۲۳ ق.ظ
اون شکلکه هم اشتباه رفته …
باید این باشه
پاسخ