پ.ن ۱) امتحان ، امتحان، امتحان، امتحان، امتحان ، امتحان ، امتحان…
همین قدری که نوشتم امتحان دارم!!!!!!! لعنت به تو …مرگ بر تو ای امتحان…
پ .ن ۲) فردا پس فردا یه دکه میزنم بالاش هم مینویسم ترشی فروشی لی لی پوت… سفارشات اینترنتی هم میگیریم!
پ.ن ۳) وقتی می خواد سقف سوله دانشگاه بریزه پایین خیلی دوست دارم خانم خواجه عزیییییییییزم همونجا باشه!
پ.ن ۴) خانم دلشو شکستی…رفتی دل نبستی…
پ .ن۵ ) کی گفته جواب سلام میشه علیک سلام؟
پ.ن۶ ) کی گفته که مطالب باید پ.ن داشته باشه؟ خوب شاید چیزی نداشته باشم که بنویسم!
پ.ن ۷) خدایا چرا از همون اول بعضی آدمهارو فهمیده به دنیا راه ندادی ؟!!!
نوشته شده در ساعت ۲:۱۹ ب.ظ | ۲۰ دی ۱۳۸۸
اول همه ایشتابیسلاخ
نوشته شده در ساعت ۲:۲۱ ب.ظ | ۲۰ دی ۱۳۸۸
پ . ن ۳ الهی آمین
پ . ن ۴ :
لی لی پوت Reply:
دی ۲۰م, ۱۳۸۸ at ۲:۳۷ ب.ظ
وای وای پ .ن۳ کاملا تایید میشه اصلا بد جور بد فرما!!!!
نوشته شده در ساعت ۲:۲۸ ب.ظ | ۲۰ دی ۱۳۸۸
دخترای راهنمایی این دوره :
لی لی پوت Reply:
دی ۲۰م, ۱۳۸۸ at ۲:۳۶ ب.ظ
من تجربه ای در خصوص این دوره ندارم
می دونی که ما مال زمانای قدیمیم!!!
نوشته شده در ساعت ۲:۴۱ ب.ظ | ۲۰ دی ۱۳۸۸
کلن تو خونواده های شهر ما بچه ها ضعیف و وابسته و متکی بار میان…پسر و دخترم نداره…اصولا هم به خاطر دلسوزی بیش از حدّ و نگرانی ِ بی مورده
لی لی پوت Reply:
دی ۲۰م, ۱۳۸۸ at ۲:۴۵ ب.ظ
وقت عملکه برسه هیچ کدوممون یادمون نمیاد که باید این کارو انجام بدیم
لی لی پوت Reply:
دی ۲۰م, ۱۳۸۸ at ۳:۰۴ ب.ظ
البته دلسوزی و نگرانی درسته حتی بیش از حدش ولی باید کنترل بشه
تنها راهش اینه که باید به بچه ها یاد داده بشه که چه کار باید انجام بدن نه این که با کنترل بیش از حد به آیندشون لطمه وارد بشه
میلاد Reply:
دی ۲۱م, ۱۳۸۸ at ۹:۵۵ ق.ظ
حالا سیچه گریه می کنیا؟
لی لی پوت Reply:
دی ۲۱م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۰۱ ب.ظ
خیلی چنیا!!!!
سمیه Reply:
دی ۲۱م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۱۱ ب.ظ
نوشته شده در ساعت ۷:۵۸ ب.ظ | ۲۰ دی ۱۳۸۸
نوشته شده در ساعت ۸:۵۰ ب.ظ | ۲۰ دی ۱۳۸۸
لیا باید عنوان این پست تو از بین این عنوانها میزاشتی
مثلا:
لیا با تمامی امکانات رفاهی
لیا در راه مدرسه
لیا به مدرسه میرود
یا نه همون لیا در راه اژدها که قبلا گفته بودم بهتر
نوشته شده در ساعت ۸:۵۴ ب.ظ | ۲۰ دی ۱۳۸۸
همین الانشم من و داداشم به مدت ۵ ساله که هی داریم هر روز داداشمونو که کلاس چهارم دبستانه از سر خیابون شهید ماهینی تا خوده استخر میبرم میارم
هی به مامانم میگم بابا سرویسم چیزه خوبی میگه نه بچم طفلکی از ساعت ۱۱ منتظر ماشیم وایسه که چی ساعت ۱ کلاس داره میخوام نباشه سرویس
لی لی پوت Reply:
دی ۲۰م, ۱۳۸۸ at ۸:۵۸ ب.ظ
همینه دیگه…این اشتباهه
نوشته شده در ساعت ۹:۰۰ ب.ظ | ۲۰ دی ۱۳۸۸
تو نشستی که ما جواب بدیم هی جواب بدی
لی لی پوت Reply:
دی ۲۰م, ۱۳۸۸ at ۹:۰۵ ب.ظ
مگه تا به حال آدم بیکار ندیدی؟
هوای تازه Reply:
دی ۲۰م, ۱۳۸۸ at ۹:۰۷ ب.ظ
یعنی از من بیکار تری
نوشته شده در ساعت ۹:۲۶ ب.ظ | ۲۰ دی ۱۳۸۸
قبول دارم لیا جان .
یک قدم خطا تو این دوره یعنی یک عمر خطا و پشیمونی تو زندگی.
من پست قبلیت رو نتونستم نظر بذارم. از بابت شعری که گذاشتی ممنوننننننننننننننننننن. مرسسسسسسسییییییییییی.
لی لی پوت Reply:
دی ۲۰م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۰۲ ب.ظ
نوشته شده در ساعت ۹:۵۹ ب.ظ | ۲۰ دی ۱۳۸۸
فعلا که جنازه هستم و چیزی نمیتونم نظر بدم
فردا ایشالله میام نظر میذارم
نوشته شده در ساعت ۱۰:۳۳ ب.ظ | ۲۰ دی ۱۳۸۸
سلام .
بدترین دوران رو قبول ندارم چون هر دورانی ویژگی خود را داره و باید علم اون دوران رو داشته باشیم . بچه های ما یا دوستان نا گناهی ندارند چون ما علم برخورد باهاشون رو ندایم .
انشالله که همه ی امتحانات تون خوبه بشه
شاد باشید
لی لی پوت Reply:
دی ۲۰م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۰۲ ب.ظ
آدما نمیتونن جای هم باشن منظورم اینه که تا دختر نباشی تا اون حالت برات پیش نیاد نمی تونی حرف منو درک کنی
یه بچه تو دوران راهنمایی بین هوا و زمین قرار داره… واسه من که این جوری بود…
میگم مثال خودم رو زدم
نوشته شده در ساعت ۱۰:۵۶ ب.ظ | ۲۰ دی ۱۳۸۸
حالا فکرشو کن. همون قدر که نوشتی امتحان همون قدر هم مشروط بشی
لی لی پوت Reply:
دی ۲۰م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۰۳ ب.ظ
نوشته شده در ساعت ۱۱:۳۹ ب.ظ | ۲۰ دی ۱۳۸۸
از نظر من هر سنی سختی و حساسی خودشو داره و این موافقم یکی از حساس ترین زمان ها دوران راهنمایی چون فرد از یک فضای نیمه عاطفی کودکی که در دبستان داشته وارد فضای دیگه ای میشه که بر روی سرنوشتش خیلی تاثیر داره . در رابطه با اینکه به بچه یاد نمیدن که چه جوری تاکسی بگیره این مسئله مستقیما” به والدین برمیگرده چون دوست ندارند فرزندشون سوار هر ماشینی بشه و با هرکسی بگرده نمیگم که کارشون بده ولی باید از یه زمانی چون پنجم دبستان یا راهنمایی شروع کنند به بچه هاشون استقلال دادن و یاددادن بعضی چیزا از جمله تاکسی گرفتن و … منم بارها دیدم افرادی رو که حتی تا دانشگاه سوار تاکسی نشده بودند و نمیدونستن باید برن کجا و …
اگه چرتو پرت نوشتم ببخشید چون از امتحان برشگتم و شدیدا” خسته بودم
لی لی پوت Reply:
دی ۲۱م, ۱۳۸۸ at ۹:۴۸ ق.ظ
دقیقا تقصیر والدینه…
فاطمه Reply:
دی ۲۲م, ۱۳۸۸ at ۶:۴۷ ب.ظ
خوب نظر کارشناس محترم روزبه رو شنیدید
از این به بعد بزارید بچه هاتون خودشون برن مدرسه
خدایی روزبه خیلی کارشناسی نظر دادی خیلی خوشم اومد از نظرت
نوشته شده در ساعت ۱۱:۴۰ ب.ظ | ۲۰ دی ۱۳۸۸
حالا بریم سراغ آهنگ
نوشته شده در ساعت ۱۲:۵۲ ق.ظ | ۲۱ دی ۱۳۸۸
عاشق فصل امتحانانت دانشگام!!
لی لی پوت Reply:
دی ۲۱م, ۱۳۸۸ at ۹:۴۸ ق.ظ
من تورو میکشم
نوشته شده در ساعت ۸:۰۸ ق.ظ | ۲۱ دی ۱۳۸۸
اول پ . ن ها :
من توش موندم اگه امتحان نبود ما رو چی قر بزنمیم :دی ولی یه بار پست زده بیدم که نمیفهمم رابطه درس خوندن با بدن درد چنن مو نمیفهمم .
عمو ترشی فروش : بعله ، ترشی خوب داری ؟ بعله ، ترشیه چی داری ؟ وای عمو ترشی فروش
سلام
هادی Reply:
دی ۲۱م, ۱۳۸۸ at ۸:۰۹ ق.ظ
فکر کنم غر درس باشه ؟!!
نوشته شده در ساعت ۸:۱۲ ق.ظ | ۲۱ دی ۱۳۸۸
حالا صوتی :
نیگاه کن تربیت پسر یا دختر نداره . من خودم همین الان پسر سراغ دارم دبیرستانیه و هنوز بلد نیست تاکسی بگیره بیاد خونه . این بستگی به برخورد خانواده با او بچه داره که خودت گفتی باید حواسمون باشه برای آینده ها .
حالا تا فلکه شهر بانی پیاده اومدن که گریه نداره
راسی اون موقع تاکسی تلفنی هم بوده ها
این نیناش ناشه هم نصفه لود شد .
فاطمه Reply:
دی ۲۱م, ۱۳۸۸ at ۸:۴۹ ق.ظ
گفتی پیاده و کبابم کردی
سی جلسه هفته پیش از میدون امام تا چهار راه فضیلت ( نزدیک های دفتر حامد مو پیاده اومدم ) یعنی مردم تا رسیدم ها
لی لی پوت Reply:
دی ۲۱م, ۱۳۸۸ at ۹:۵۲ ق.ظ
هی نمی خوام بگم هی نمیزارن …عامو پیل همرام نبودا!!!!! چیشششش
فاطمه Reply:
دی ۲۱م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۵۱ ق.ظ
هادی Reply:
دی ۲۱م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۴۱ ق.ظ
خوا بگوووووووووووووووووو نه
عامو میومدی با تاکسی تا دم خونه سیش میگفتی یه دقیقه وایسا تا برم تو خونه پول بیارم سیت
چشششششششششش
باسیدون Reply:
دی ۲۱م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۵۷ ق.ظ
فاطمه Reply:
دی ۲۱م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۴۳ ب.ظ
نه دیگه پیاده روی کو بهتر بیده
اما اون روزی مو پیل همرام بیدا اما مجبور بیدوم ۱ ساعت خوم معطل کنوم تا ساعتی که جلسه شروع میشد
اما خش بیدا هنی نرسیده بیدوم نزدیک بید بروم بیمارستانا
اون وقتش خش تر بید که دوسام سیم کامپوت میاوردن
نوشته شده در ساعت ۸:۲۱ ق.ظ | ۲۱ دی ۱۳۸۸
من که تو دانشگاه شما نیستم ما تعریف خواجه جون را خیلی شنیدم!! منم براتون دعا میکنم که هم از اون هم از دانشگاه زودتر خلاص شید
شاد باشی
لی لی پوت Reply:
دی ۲۱م, ۱۳۸۸ at ۹:۵۰ ق.ظ
نوشته شده در ساعت ۱۱:۵۹ ق.ظ | ۲۱ دی ۱۳۸۸
لیا موقعی که راهنمایی بوده و داشته پیاده بر میگشته خونه :

در راه :
وسطای راه و نزدیکای خونه:
لی لی پوت Reply:
دی ۲۱م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۰۰ ب.ظ
نوشته شده در ساعت ۱:۵۸ ب.ظ | ۲۱ دی ۱۳۸۸
لیا در این دوره :

نوشته شده در ساعت ۴:۰۵ ب.ظ | ۲۱ دی ۱۳۸۸
به قوله احسان دهقانی مطالبی که از پستت متوجه شدم/
- خونه تون سنگیه/
-وضع تون خوبه/
-بقیشم برنامه آینده میگم،الان میخوام برم سر کار!
لی لی پوت Reply:
دی ۲۱م, ۱۳۸۸ at ۸:۰۴ ب.ظ
هر دو گزینه اشتباه بود!!!!!
سمیه Reply:
دی ۲۱م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۱۳ ب.ظ
تو ذوق بچم نزن نه چیششش
رضا عنصرسیار Reply:
دی ۲۲م, ۱۳۸۸ at ۱:۵۱ ق.ظ
خونشون که همش سر و صدای هواچیما می یاد….
اصلا معلوم نشد کجا رو می گماااااااااااا
وضعشون رو هم که تو صحبتاش لووو داد…..
رضا عنصرسیار Reply:
دی ۲۲م, ۱۳۸۸ at ۲:۱۹ ق.ظ
هواچیما= هواپیما
محسن مبرهن Reply:
دی ۲۲م, ۱۳۸۸ at ۶:۲۰ ب.ظ
ننه بزنش/
سیم گفت بالایه چشمت ابرو/
نوشته شده در ساعت ۱:۵۳ ق.ظ | ۲۲ دی ۱۳۸۸
در مورد بچه ها ی راهنمایی خب دوران نوجوانی می شه دیگه!!!!! دوران نوجوانی هم که بر خلاف اون چیزی که می گن خیلی دوران بدیه!!!!/… چون نه اونقدر کوچک هستی که کارهای بچگانه انجام بدی..
و نه بزرگ حسابت می کنن .. یه چیزی اون وسطا می شه… نه این وری ..نه اون ور..
دخترهای راهنمایی هم این طور نیست که می گی .. اونا هم مثل پسرا خوب و بد دارن .. تازه همشون هم اون جوری که تو گفتی نیستن… که سرشون پایینه و مظلوم باشن و ….

..//////////////////////
آره .. همین برادر خودم تا پارسال که راهنمایی بود.. نمی تونست تاکسی بگیره..
یه بار از خیابون فکر کنم حافظ بود.. پیاده اومده بود تا میدان قدس و بعد به سمت میدان امام و …. خونه!!!!!!!
و این ها خودشو تو ارتباط هاشون نشون می ده.. که این جور بچه ها معمولا از جمع فراری هستن مه نکنه یه وقت ضعف هاشون نمایان بشه و کلا به اصطلاح خجالتی هستن…..
نوشته شده در ساعت ۱:۵۳ ق.ظ | ۲۲ دی ۱۳۸۸
آهنگ هم
البته اگه امتحان ها بذاره………………..
نوشته شده در ساعت ۳:۲۱ ب.ظ | ۲۳ دی ۱۳۸۸
کلیپ این آهنگه خیلی کشکه
نوشته شده در ساعت ۴:۴۳ ب.ظ | ۲۴ دی ۱۳۸۸
be roozam
نوشته شده در ساعت ۱۱:۲۴ ب.ظ | ۲۴ دی ۱۳۸۸
در حاله حاضر نتونستم گوش کنم .
پ.ن ۱موفق باشی
پ.ن۲ منم میخوام
پ.ن۵ هیچکس . جوابش میشه یه تو گوشی
پ.ن۷ خوب اگر همه فهمیده بودن که دیگه دنیا …. میشد
نوشته شده در ساعت ۱۱:۵۹ ب.ظ | ۲۴ دی ۱۳۸۸
آهنگ
همچنان گوش می دهییییییییییییییییمممم
نوشته شده در ساعت ۱۲:۰۳ ب.ظ | ۲۵ دی ۱۳۸۸
آره، خیلی سخته که بخوای یه کاری رو انجام بدی ولی یاد نگرفته باشی چطور!
فرقی هم نمیکنه که گرفتن تاکسی باشه یا …!!
بابا امکانات، بابا رفاهی..
…راستی، بالای چشمتم ابروه! باور کن!
آقای میم (عقل کل سابق ) Reply:
دی ۲۵م, ۱۳۸۸ at ۷:۳۲ ب.ظ
ترجمه میکنم ، در اینجا احسانداره نهایت سعی خودشو میکنه که بگه… که بگه…
که بگه….. بابا تنم میخاره یکی بیاد بخارونه
نوشته شده در ساعت ۷:۳۶ ب.ظ | ۲۵ دی ۱۳۸۸
سلام لیا
من این لینکای دانلودتو که میبینم فقط حرص میخورم . اینترنت من داغونه . اصلا دفعه دیگه میام خونتون اونا رو تو فلش بریز من اینقد عقده به دل نشم
لی لی پوت Reply:
دی ۲۵م, ۱۳۸۸ at ۸:۵۶ ب.ظ
نوشته شده در ساعت ۱۱:۱۱ ب.ظ | ۲۵ دی ۱۳۸۸
lمن یه (
) گذاشته بودم..
کوشش؟؟؟
پاسخ گو باش..
نوشته شده در ساعت ۹:۳۶ ق.ظ | ۲۶ دی ۱۳۸۸
سلام لی لی جان با اجازت لینکت کردم
(معصومه)
نوشته شده در ساعت ۲:۰۸ ب.ظ | ۲۶ دی ۱۳۸۸
پ.ن.۱: به عرصه ی امتحان خویش اگر چه پیرم ولی هنوز، مجال تعلیم اگر بُوَد
پ.ن.۲:من خودم معتقدم نوشته مثل ترشی می مونه وقتی گفتیش بذارش یه گوشه بعد چند وقت برو سراغش اگه جا افتاده بود اونوقت با همه تقسیمش کن.
پ.ن.۳: برای کسی بد نخواه تا بد نبینی.
پ.ن.۴:بن بست دلم چو شیشه و گام تو سخت
آیا تو خیال دل شکستن داری؟
پ.ن.۵:در سرمای زمستان آمدی سلام کردی بدون فکر جوابت را دادم آخر از بچگی آموخته بودم: جواب سلام واجب است
پ.ن.۶:خوب ننویس
پ.ن.۷:
آن کس که بداند و بداند که بداند
اسب شرف از گنبد گردون بجهاند
آن کس که بداند و نداند که بداند
بیدارش نمایید که پس خفته نماند
آنکس که نداندو بداند که نداند
لنگان خرک خویش به مقصد برساند
آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند
آن کس که بداند و بداند که بداند
مغلوب کند جهل جهان،فاتح براند
آن کس که بداند و نداند که بداند
با غصه و دل خسته و مدهوش بخواند
آن کس که نداند و بداند که نداند
در معرکه ی جهل همی زنده بماند
آن کس که نداند و نداند که نداند
دنیا شه او باشد و او را بدواند
آن کس که نداند و بخواهد که بداند
دادار بود پشت و پناهش،بتوان
آن کس که نداند و نخواهد که بداند
دنیا به سرش پرده ی نفرین بکشاند
نوشته شده در ساعت ۲:۰۸ ب.ظ | ۲۶ دی ۱۳۸۸
لینک شدی طنز نویس
نوشته شده در ساعت ۴:۵۲ ب.ظ | ۲۶ دی ۱۳۸۸
ho…ho…ho….hooo.
ho…ho…ho…ho…
حله بچه های خومخئن…
حله مردان جنگی…..
ho..ho…ho..
ho…ho…ho..
هوای تازه Reply:
دی ۲۸م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۴۴ ق.ظ
هله سیبیل پلنگی
لی لی پوت Reply:
دی ۳۰م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۰۷ ق.ظ
نوشته شده در ساعت ۶:۲۷ ق.ظ | ۲۷ دی ۱۳۸۸
اینا همش اثرات منفی امتحانن !!!
لی لی پوت Reply:
دی ۳۰م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۰۷ ق.ظ
نوشته شده در ساعت ۹:۱۳ ب.ظ | ۲۷ دی ۱۳۸۸
به روزم خواهر بدو بیا
نوشته شده در ساعت ۸:۴۰ ق.ظ | ۲۸ دی ۱۳۸۸
تا توانستم ندانستم چه سود
چون بدانستم توانستم نبود
کاش فیلمنامه زندگیم دست خودم بود
و می تونستم چند مدل به چند جور مختلف که خودم دوست داشتم می نوشتم و اجرا می کردم
هر کدومش بیشتر بهم حال می داد و لذت بخش تر بود می آوردم روی پرده
نوشته شده در ساعت ۲:۱۴ ب.ظ | ۲۹ دی ۱۳۸۸
من ادیتون می خوام لطفا
نوشته شده در ساعت ۳:۲۴ ب.ظ | ۲۹ دی ۱۳۸۸
یا توی چه موقعیتی میدونی بدترین دوران چه دورانی فرق نمی کنه توی چه سنی باشی
زمانی که نا امید بشی
خستگی تو از پیاده را رفتن نبود از سردرگمی که داشتی بود
نوشته شده در ساعت ۴:۱۳ ب.ظ | ۲۹ دی ۱۳۸۸
من که پزشکی نمی دانم اما انگار دلم گرفته. . .
می دانم
در دفتر حضور و غیاب امروز برای من ضربدر زده اند
اما
این ها مهم نیست
باشد برای جبران تمام روزهایی که آمدی و من نیامدم
این که تو در دفتر دلت برایم حاضر زده باشی
شاید تسکین دل بی قرارم شود. . .
نوشته شده در ساعت ۲:۰۰ ب.ظ | ۳۰ دی ۱۳۸۸
در این شهر شما صدای پای مردمی است که همچنان که تورا می بوسند طناب دار تورا
می بافند (آه از مردمی که صادقانه دروغ میگویند)
نوشته شده در ساعت ۲:۰۳ ب.ظ | ۳۰ دی ۱۳۸۸
هر کسی نغمه خود خواند و از یاد رود …
اگر شهر نگاهت فرصتی داشت به یادم باش در هر روزگاری
نوشته شده در ساعت ۱۲:۴۵ ق.ظ | ۲ بهمن ۱۳۸۸
بد ترین دوران اینه که توش هستیم.یه جورایی هممون درگیرش هستیم.
ق قحطی انسانیت.محبت.وفا.معرفت. و در یک کلمه : همه چیزای خوب ( ببخشین شد سه کلمه).این بخش کامنت گذاریت چرا اینجوریه ؟ حروف اول همه چیز و میخوره؟؟!!آدم نمیدونه نوشته شده یا نه.یه فکری به حالش بکن.
به هر حال مو فق باشی همیشه.
لی لی پوت Reply:
بهمن ۲م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۱۴ ق.ظ
بدترین دوران آدم همه دوران میشه …اگه الان به شما سخت میگذره هم می تونی تحملش کنی هم میتونی خودتو به بی خیالی بزنی چون میدونی تو این دوره چه جوری گلیمتو از آب بکشی بیرون
اگه اشاره ای به دوران راهنمایی داشتم فقط به خاطر این بود که اون سن سنیه که نمیدونی بایدچیکار کنی بلد نیستی و حاظر نیستی حتی کمک کسی رو قبول کنی وگرنه همون جور که گفتی همه دوران ما مخصوصا الان بدترینه