حرکات و کلام

نوشته شده بوسیله : لی لی پوت در ساعت ۱۰:۰۷ ب.ظ | تاریخ : ۲۷ آبان ۱۳۸۸

دست…دست…

پ.ن: تنها چیزی که میتونم بگم اینه که این قدر بچه هستی که تشخیص نمیدی نباید مسائل رو با هم قاطی کنی

این قدر بی فکر هستی و می دونستم انجامش میدی که مجبور شدم این کار رو انجام بدم…

همونجور که همیشه گفتم تو برام هیچ ارزشی نداری… دیگه ناراحتیت برام مهم نیست… خودم رو خسته نمی کنم به خاطر تو…

( این فرد ، فرداونپست قبلی نیست…) ماشالله هر روز به تعدادشون اضافه میشه…

پ.ن۲: بعضی وقت ها بدی رو باید با بدی و نامردی رو باید با نامردی جواب بدی… خسته شدم از بس گذشتم…

جای هیچکس هم خالی نبود!!!

دختر خواهرم!!!



تحت دسته : نوشته های لی لی
نظرات (۹۶)

نظرات این پست را از طریق RSS دنبال کنید!

۹۶ نظر برای ”حرکات و کلام“

  1. هـ (ح) پ ر و ط (ت) گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۰:۵۷ ب.ظ | ۲۷ آبان ۱۳۸۸

    اول همه ایشتابیسلاخ :D

    پاسخ

    تلخ وشیرین Reply:

    یه روز پوزتو میزنم! :eykhoda: :girukh:

    پاسخ

    مریم خانومی Reply:

    :)) )))) ای از کجا آوردی ؟ :دی
    اصلندشم خودتی :دی

    پاسخ

    ه ( ح ) پ ر و ط (ت ) Reply:

    نذار بگم خودتیا :D

    پاسخ

    مریم خانومی Reply:

    خودتییییییییییییییییییی :دی :D/

    پاسخ

  2. هـ (ح) پ ر و ط (ت) گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۱:۰۸ ب.ظ | ۲۷ آبان ۱۳۸۸

    بعضیا واقعا ارزش گذشت ندارن

    پاسخ

    لی لی پوت Reply:

    واقعا… اما چه کنم با این دل رحیمم :girukh:

    پاسخ

  3. هـ (ح) پ ر و ط (ت) گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۱:۱۰ ب.ظ | ۲۷ آبان ۱۳۸۸

    کلا پیردادی به اعتماد به نفسها .
    این پست جدید هستا .
    چقدر پستت کوچیییییییییییییییییییک بود :D

    پاسخ

    هـ (ح) پ ر و ط (ت) Reply:

    شما بخونید گیر :D

    پاسخ

    لی لی پوت Reply:

    :gogooli: چی داداش؟

    پاسخ

  4. محمود گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۱:۳۴ ب.ظ | ۲۷ آبان ۱۳۸۸

    اگه میدونستم طرف کی هست. واخ واخش میکردم :D
    آها
    لیا سلام
    انتخابات خانه وبلاگ نویسان بوشهر واسه دومین بار میخواد انجام بشه.
    خوشحال میشم شما هم به عنوان یک وبلاگ نویس بوشهری حضور داشته باشین.
    جمعه ۲۹ آبان ماه ساعت ۱۶ سالن سازمان تبلیغات میدان امام.
    واسه اطلاع بیشتر به سایت زیر مراجعه کن.
    http://bushehr.ws/

    پاسخ

    لی لی پوت Reply:

    نههه!!!!
    جدی؟!!!!!!!!!!!!!!!
    منم بازی؟!!!! :helle:

    پاسخ

  5. احسان دهقانی گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۲:۰۶ ق.ظ | ۲۸ آبان ۱۳۸۸

    فکر نمیکنم زیاد شدن آدمایی که ازشون متنفری ماشالله داشته باشه!!

    پاسخ

    لی لی پوت Reply:

    حالا تو بگو ماشالله :D

    پاسخ

    احسان دهقانی Reply:

    حالا باشه چون شما میگی، ماشالله،
    الان سیستم عصبیم بهم ریخته بعدا میام درمورد فایل صوتی نظرات گهربارمو میگم

    پاسخ

  6. هادی گفته:
    نوشته شده در ساعت ۷:۴۰ ق.ظ | ۲۸ آبان ۱۳۸۸

    میگم نه میزنن تو هم هم میکنن قاطی میکنن .
    چششششششش
    والاااااااااا

    حالا با کی هسی تا به قول محمود برم واخ واخش کنم . گیشت گیشت :D

    پاسخ

    لی لی پوت Reply:

    نه این یه گیشت گیشت نهایی می خواد …کار خودمه X(

    پاسخ

    هادی Reply:

    نه تو با تپانچه بیا خلاصش کن . دیش دن درین دیش :D

    پاسخ

    لی لی پوت Reply:

    بزار اول یه خورده گریه کنم :girukh:


    .
    .
    .
    .
    :brobnim: حالشو میگیرم!!!

    پاسخ

  7. هادی گفته:
    نوشته شده در ساعت ۷:۴۴ ق.ظ | ۲۸ آبان ۱۳۸۸

    یه زمانی خشم میومد تو عید سر فلکه بایستم و سی مهمونا آدرس بدم . آی خش بید :D

    هانه همیشه سی مو میگن وای تو چقدر خوشششششششششششش تیپی پسر :D
    ولی خوب شد گفتی با ماریا نرم مسافرت که میترسم کل ایران دورم بده و به مقصد نرسونتم :D

    پاسخ

    لی لی پوت Reply:

    :-bd

    پاسخ

  8. rasagh گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۰:۲۸ ق.ظ | ۲۸ آبان ۱۳۸۸

    من که نمیدونم قضیه چیه ولی هر چیزی که خودت انجام میدی درسته :helle: :helle: :helle:

    به خاطر نظر و عکس های دانشگاه هم ممنون

    پاسخ

  9. rasagh گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۰:۳۳ ق.ظ | ۲۸ آبان ۱۳۸۸

    راستی آدرس جدید و قالب و این چیزای جدید هم مبارک باشه

    قدرت خداااااااااااااااااااا :^o

    پاسخ

    لی لی پوت Reply:

    شنبه برات یه پمادمیارم واسه دماغت دیگه دراز نشه!!!! :D

    پاسخ

    rasagh Reply:

    :eykhoda: :-w

    پاسخ

    ه ( ح ) پ ر و ط (ت ) Reply:

    آدرس دکتر خوب واسه بینی خواستی بگوا ها :D

    پاسخ

  10. علی گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۲:۰۷ ب.ظ | ۲۸ آبان ۱۳۸۸

    ببین توی روانشناسی چهار دس آدم رو تقسیم بندی می‌کنن :
    ۱- لمسی
    ۲- جنبشی
    ۳- بصیری
    ۴-سمعی
    مثلا تو دو قسمت از اینا رو توضیح دادی!! بصیری و سعمی
    میگن حدود ۷۰ درصد آدمای دنیا بصیری هستن! که از نشونه های تشخیص این آدما اینه که موقع حرف زدن سعی میکنن توضیحاتشون رو با حرکات دستشون منطبق کنند، مثلا موقع آدرس دادن و…!
    حالا میتونی تست کنی، به یه آدم اینطوری بگو یه جا وایسه، دستشاشو بغل کنه، حالا بگو توضیح بده!! میبینی هر کاری کنه بازم آخرش یه سوتی میده و دسته رو منطبق با رفتارش تکون میده!!
    دسته دوم آدم هایی که توضیح دادی سعمی هستن، آدم های سعمی خیلی خوشگل حرف میزنن، شمرده شمرده، با حس و حال، موقع توضیح دادن هم دقت کنی خیلی حرکت ندارن توی دستاشون، یا میزانش خیلی کمه ، سخنرانای خوب سعمی هستن!! شمرده شمرده و با قدرت حرف میزنن!!
    —————————————-
    این دو تا دسته رو خودت توضیح دادی!! بعضی ها ویژگی های چن تاشو دارن ولی معمولا ویژگی یکیش غالبه بر بقیه!!
    توضیح بیشتری خواستی در مورد بقیه دسته ها واست میدم !!

    پاسخ

    لی لی پوت Reply:

    مگه نمی دونی من آچار فرانسه هستم!!! :gogooli:

    پاسخ

    نرگس Reply:

    جلسات دکتر فرهنگ خیلی به درد می خوره !!!!

    پاسخ

  11. سمیه گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۲:۲۴ ب.ظ | ۲۸ آبان ۱۳۸۸

    :D/ :D/ :D/ :D/ چقدر احساس اعتماد به نفس میکنم :D
    درسته گاهی حس تنفر هست اما من فکر میکنم احساس تنفر خیلی وقتها از این ایجاد میشه که آدم خودش نمیدونه داره چکار میکنه ولی میخواد نشون بده که میدونه اینقدرم که تاکید میکنه که خودش باورش میشه که میدونه داره چکار میکنه واسه همین از یه چیز یا یه کسی متنفر میشه بخاطر یه چیزی یا یه حرفی :D
    حالا ازم متنفر نشیا یه ۳-۴ دور دیگه بخون میفهمی چی نوشتم :D

    پاسخ

    لی لی پوت Reply:

    :))

    پاسخ

    ه ( ح ) پ ر و ط (ت ) Reply:

    من وقتی رعد و برق وبلاگ شمیه میشنوم اووووووووووووووووووونقدر آرامش میگیریم .
    به جون خودش

    پاسخ

    ه ( ح ) پ ر و ط (ت ) Reply:

    شما سمیه بخونیدا :D

    پاسخ

    هوای تازه Reply:

    نه یکی نه دوتا =D~ اصلا از حالا راحت باش هرچی گفتی :-@ ما همون میخونیم :))

    پاسخ

    فاطمه Reply:

    الهییییییییییی احسان معتاد شد :دی
    ببینید سمیه رو مینویسه شمیه =))

    پاسخ

    سمیه Reply:

    :D شمیه نه؟؟

    پاسخ

  12. ردپا گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۲:۳۳ ب.ظ | ۲۸ آبان ۱۳۸۸

    خیلی کوچییییییییییییک =))
    بعضی وقتها تحت هیچ شرایطی نمیشه بگذری.

    پاسخ

    لی لی پوت Reply:

    :D

    پاسخ

  13. شهرام ملکی زاده گفته:
    نوشته شده در ساعت ۴:۳۹ ب.ظ | ۲۸ آبان ۱۳۸۸

    بعضی وقتا نه، همیشه باید بدی رو با بدی جواب داد .وگرنه طرف پر رو میشه.این که
    میگن جواب بدی همیشه بدی نیست و باید با خوبی پاسخ داد تا ایجاد شرمندگی کرد
    مال اینجا نیست مال آلمانه ، مال اروپاست ، آخه اونا از ما خیلی آدم ترن .
    به روزم خوشحال میشم سر بزنی.
    موفق باشی.

    پاسخ

  14. فاطمه گفته:
    نوشته شده در ساعت ۴:۵۴ ب.ظ | ۲۸ آبان ۱۳۸۸

    دوست عزیز وبلاگ نویس بوشهری :
    دور دوم انتخابات شورای مرکزی خانه وبلاگ نویسان بوشهر ،

    زمان برگزاری: جمعه – ۲۹ آبان ۱۳۸۸ -ساعت: ۱۶ مکان برگزاری: میدان امام خمینی-سازمان تبلیغات اسلامی-سالن شهید آوینی

    بیا تا من و تو ما شویم و استانی مجازی و بدون محرومیت رو بنا کنیم .

    * منتظر حضور رنگارنگ تک تک شما عزیزان هستیم *

    پاسخ

    علی Reply:

    کامنت انتخاباتی میذارنننننننننن!! :brobnim:

    پاسخ

    فاطمه Reply:

    تو چکار داریااااااااااااااا ؟؟؟؟؟؟؟؟/ چیشششششششششش
    خوت نبیدی اون ددت هم نیومد خو :brobnim:

    پاسخ

  15. فاطمه گفته:
    نوشته شده در ساعت ۴:۵۷ ب.ظ | ۲۸ آبان ۱۳۸۸

    آجی چرا این همه خشن شدی تو ؟؟؟ =((

    به نظر من خیلی از بدی ها رو میشه با یه گذشت و بخشش انجام داد . اون وقت اون طرفی که بدی کرده خودش متوجه اشتباهش میشه

    من بارها شده کسی که بهم بدی و نامردی کرده رو بخشیدم . هیچ لذتی بالاتر از بخشش و گذشت نیست آجی جونم

    همیشه ببخش تا بخشیده شی عزیز دلم :x

    پاسخ

  16. روزبه کنین گفته:
    نوشته شده در ساعت ۵:۴۷ ب.ظ | ۲۸ آبان ۱۳۸۸

    کلا” به نظر من هر چیزی حدی داره و اگه اون چیز از ظرفیت و گنجایشش عبور کرد جبرانش سخت . منم باهات موافقم خیلی از بدی هارو نمیشه ازش گذشت و باید جوابشو داد ولی بهتر اینه که گذشت داشته باشیم البته میگم گذشت هم حدی داره .
    چیز جالبی گفتی راجع به حرکت دست :D ما چند سال پیش رفته بودیم اصفهان بعد رفتیم از یه مردی آدرسی رو بپرسیم مرد دستشو برد به طرف راست بعد گفت میرید طرف چپ بعد … :gogooli: داداشم بهش گفت همون راست دیگه مرد سرخ شد گفت ببخشید همون راست :gogooli:
    حالا اینایی که گفتی اگه به لهجه محلی هم تلفظ بشه دیگه مور الا نور میشه مثل:
    کوچیییییییییک : کوچییییییییییییل(کوچیل)
    بززززززززززززززززرگ : گتتتتتتتتتتت ( گت)
    خوب درس امروز تموم شد :D

    پاسخ

  17. مهدی گفته:
    نوشته شده در ساعت ۶:۰۶ ب.ظ | ۲۸ آبان ۱۳۸۸

    بدجوری حالش گرفتیا سوکسش کردی :D

    پاسخ

  18. هوای تازه گفته:
    نوشته شده در ساعت ۶:۱۸ ب.ظ | ۲۸ آبان ۱۳۸۸

    چنن اوضا دعوان :gogooli: ختون ماشالا یلی هسین :brobnim: ولی اگه کم اوردین یه صوت :- بزنین تا بیام تو کمش وربتنگم :gogooli:

    پاسخ

  19. رضا عنصرسیار گفته:
    نوشته شده در ساعت ۲:۰۱ ق.ظ | ۲۹ آبان ۱۳۸۸

    از بس که دچار نحسی و چله شدیم
    از دست زمین و آسمان ذله شدیم
    پا بر سرمان گذاشت هر کس برخاست
    یک عمر برای دیگران پله شدیم

    پاسخ

  20. رضا عنصرسیار گفته:
    نوشته شده در ساعت ۲:۰۲ ق.ظ | ۲۹ آبان ۱۳۸۸

    والا من که نمی دونم اگه واقعا این طوره که تو می گی…
    پس همون کاری رو بکن که فکر مخی کنی درسته.!!!!!!!!

    افکار ادما معمولا دروغ نمی گن…. :-??

    پاسخ

  21. مینا(روز بارونی) گفته:
    نوشته شده در ساعت ۲:۱۳ ق.ظ | ۲۹ آبان ۱۳۸۸

    ghose nakhor karsih nemishe kard .
    be roozam

    پاسخ

  22. رضا عنصرسیار گفته:
    نوشته شده در ساعت ۲:۵۹ ق.ظ | ۲۹ آبان ۱۳۸۸

    بله.. البته که بعضی ها ارزش این رو ندارن که هم براشون باشیم و هم نباشیم…

    من گفتم دوستان…

    دوست اسمی نه!!!!!!!! دوست واقعی… دلی….

    پاسخ

  23. رضا عنصرسیار گفته:
    نوشته شده در ساعت ۳:۰۷ ق.ظ | ۲۹ آبان ۱۳۸۸

    خب.. برم بخوابم… فردا ۸ صبح کلاس دارم….

    تمام کلاس ها یه طرف … کلاس روز جمعه هم یه طرف :eykhoda: :eykhoda:

    پاسخ

    لی لی پوت Reply:

    هاااااااا
    محکم تر بزنا :D

    پاسخ

  24. محمد گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۱:۲۲ ق.ظ | ۲۹ آبان ۱۳۸۸

    کوووووفت :D
    تک خوریییییییییی … دارم واستتتتتتت … واساااااااا :D :ryhj:

    پاسخ

    لی لی پوت Reply:

    :helle: :helle: :helle:

    پاسخ

  25. روزبه کنین گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۱:۵۸ ق.ظ | ۲۹ آبان ۱۳۸۸

    ای …..
    سیکو سیکو تنهایی نمیگی همه دغ میکنن :girukh: :girukh:

    پاسخ

    لی لی پوت Reply:

    :gogooli: نه!!

    پاسخ

  26. رضا عنصرسیار گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۲:۰۵ ب.ظ | ۲۹ آبان ۱۳۸۸

    هیییییییییییییی

    من برگشتم…………… :helle:
    :helle:

    پاسخ

    لی لی پوت Reply:

    سوغاتت کو؟! :D

    پاسخ

  27. رضا عنصرسیار گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۲:۱۴ ب.ظ | ۲۹ آبان ۱۳۸۸

    سوغات؟؟؟

    سوغات چی؟؟؟ :-

    سوغات کی؟؟؟؟ :-

    چی کی؟؟؟؟

    کی کجا؟؟؟؟

    :D

    پاسخ

  28. رضا عنصرسیار گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۲:۲۶ ب.ظ | ۲۹ آبان ۱۳۸۸

    از اونجا همین که خودم برگشتم خیلیه!!!!!!!!!! :D

    پاسخ

  29. احسان دهقانی گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۲:۳۵ ب.ظ | ۲۹ آبان ۱۳۸۸

    در مورد عکس فقط میتونم بگم حرومتون باشه :D
    در مورد فایل صوتی هم:
    به حرکات بدن و دست موقع حرف زدن میگن “زبان بدن” یا به قول اجنبی ها “Body language”.
    این کار باعث میشه مخاطب حواسش از بحث پرت نشه و موضوع رو بهتر درک کنه.
    به قولی میگن بدن انسان در هر حالتی داره یه چیزی میگه
    اگه ما مجری یه جشنیم ولی بدنمون و حرکاتش یه حرکات پخمه گونه ایه زبان بدن ما داره چیز دیگه ای غیر از اونی که زبونمون میگه رو منتقل میکنه!

    اینجا رو بخون اگه به این موضوع علاقه داری:
    http://en.wikipedia.org/wiki/Body_language

    پاسخ

    احسان دهقانی Reply:

    یه نمونه :
    http://networkcultures.org/wpmu/weblog/files/2008/06/lectures.jpg

    پاسخ

  30. لی لی پوت گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱:۱۰ ب.ظ | ۲۹ آبان ۱۳۸۸

    بعضیا دیگه خیلی حرکت دارن!!! (:|

    پاسخ

    احسان دهقانی Reply:

    هین؟! :-??

    پاسخ

  31. فتو مهدی گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۲:۳۱ ق.ظ | ۳۰ آبان ۱۳۸۸

    بروزم خوشحال میشم یه سر بزنی

    پاسخ

  32. رضا عنصرسیار گفته:
    نوشته شده در ساعت ۲:۱۶ ق.ظ | ۳۰ آبان ۱۳۸۸

    خاطره!!!!!!!!!!!!!

    ثبت کن خاطره ی امشب را…..
    ثبت کن خاطره ی امشب را به نیکی… به خوشی.. به زیبایی…
    به زیبایی حضورمان… حضورمان که گرم می شدیم با گرمای وجود یکدیگر…
    وجودمان که به رنگ آبی آسمانی ست…
    آسمانی که سخاوتمندانه برای شادی صحرای دل دوستانش بی صدا تلاش می کند…

    خاطره … ثیت کن خاطره را…

    پاسخ

  33. رضا عنصرسیار گفته:
    نوشته شده در ساعت ۳:۰۶ ق.ظ | ۳۰ آبان ۱۳۸۸

    که با گرمای وجودمان سرمای هوا را در حیاط خلوت ذهنمان حبس کرده بودیم…

    که کر شدیم از صدای رگبار خنده هایمان….

    که لحظه ای.. در این ماشین زمان افتخار کردیم به داشتن چنین دوستانی…

    که فقط لحظه ای فراموش کردیم تمام ورود ممنوع ها و پارک ممنوع های زندگی را…

    فراموش کردیم غم های خیابان را…

    فراموش کردیم تا فراموش نشویم…..

    خاطره…!!!!!!!!!

    ثبت کن خاطره ی امشب را…

    پاسخ

    احسان دهقانی Reply:

    خیلی اکتیویا :دی

    پاسخ

    لی لی پوت Reply:

    عامو چه ثبت کنثبت کن راه انداختی!!!
    میشه ۱۵۰۰تومان!!! :D

    پاسخ

    رضا عنصرسیار Reply:

    من فکر می کردم این جمع الان آخر دوستی و ایناست…. :-??

    ولی این جور که معلومه جمع های دوستانه تری هم دارین که بی خبرم من/// :-??

    پاسخ

  34. صداقت یک مرد گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۲:۴۳ ق.ظ | ۱ آذر ۱۳۸۸

    انگار واقعا جای هیچکس هم خالی نبود

    پاسخ

  35. میلاد گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۰:۱۸ ق.ظ | ۱ آذر ۱۳۸۸

    گیییششششششششششتت :)) :D

    پاسخ

  36. رضا ( عبدو نامه ) گفته:
    نوشته شده در ساعت ۸:۴۱ ب.ظ | ۱ آذر ۱۳۸۸

    سلام .
    شاید بشود گفت که باید با هر کس با توجه به رفتارش رفتار کرد . ولی دینا ارزش هیچ ناراحتی رو ندارد

    پاسخ

  37. تلخ وشیرین گفته:
    نوشته شده در ساعت ۹:۵۵ ب.ظ | ۱ آذر ۱۳۸۸

    سی اعصاب

    اینجا، : نه جایه موندنه!!!

    :eltms:

    پاسخ

  38. رضا عنصرسیار گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱:۵۷ ق.ظ | ۲ آذر ۱۳۸۸

    امروز دوباره کفشم رو بردن… :girukh: :girukh:

    البته نه تو دانشگاه … توی یه آموزشگاه تو بوشهر… :girukh: :-??

    کفش سفید… تمیز… با خط های رنگی … سبز و سفید و قرمز…. :girukh:

    تمیز و نو نگه داشته بودمش… :girukh:

    ///////////////////////////////////////////////////

    ایشاالله پاش پشت هم گیر کنه … بخور زمین… هر کی برده… [-O~ X(

    ولی اینا برای من کفش نمی شه که!!!!!!!!!!!!!!!!!! :girukh: :((

    پاسخ

    لی لی پوت Reply:

    تولدت کیه؟!!! =))

    پاسخ

    رضا عنصرسیار Reply:

    ۱/۱
    یک یک

    یک فروردین…

    روز تحویل سال…

    حالا که چی مثلا…. [-(

    :eykhoda:

    یعینی تا اون موقع منتظر یاری سبزتون بمونم…. :-w

    پاسخ

  39. احسان دهقانی گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۰:۰۰ ق.ظ | ۲ آذر ۱۳۸۸

    کسی جوراب منو ندیده!؟
    خیلی دوسش داشتم یه جوراب سیاه با راه راه بُنفش! :girukh:

    پاسخ

    فاطمه Reply:

    =)) :)) =)) =)) :)) =)) :)) =)) =)) :)) =)) :)) =)) =)) :)) =)) :)) =)) =)) :)) =)) :)) =)) =)) :)) =)) :)) =)) =)) :)) =)) :)) =)) =)) :)) =)) :)) =)) =)) :)) =)) :)) =)) =)) :)) =)) :)) =)) =)) :)) =)) :)) =)) =)) :)) =)) :)) =)) =)) :)) =)) :)) =)) =)) :)) =)) :)) =)) =)) :)) =)) :)) =)) =)) :)) =)) :)) =)) =)) :)) =)) :)) =)) =)) :)) =)) :)) =)) =)) :)) =)) :)) =)) =)) :)) =)) :)) =)) =)) :)) =)) :)) =)) =)) :)) =)) :)) =)) =)) :)) =)) :)) =)) =)) :)) =)) :)) =)) =)) :)) =)) :)) =)) =)) :)) =)) :)) =)) =)) :)) =)) :)) =)) =)) :)) =)) :)) =)) =)) :)) =)) :)) =)) =)) :)) =)) :)) =)) =)) :)) =)) :))

    پاسخ

    رضا عنصرسیار Reply:

    :D

    من دیدم..

    پای … بود… :D

    پاسخ

  40. رضا عنصرسیار گفته:
    نوشته شده در ساعت ۵:۰۶ ب.ظ | ۲ آذر ۱۳۸۸

    احسان با مو خوشی نکن..

    اعصاب ندارم….. :eykhoda:

    ~X(

    پاسخ

  41. هوای تازه گفته:
    نوشته شده در ساعت ۹:۰۲ ب.ظ | ۲ آذر ۱۳۸۸

    سالگرد درگذشت پدر ژهپتو را به بچه های وبلاگ و خانواده مصیبت دار پینوکیو :^o تسلیت

    عرض میکنم .

    :girukh:

    پاسخ

  42. rasagh گفته:
    نوشته شده در ساعت ۹:۲۷ ب.ظ | ۲ آذر ۱۳۸۸

    عامو مسئول آزمایشگاهامون خو تا حالا خوب بیدن؛ هم شیمی عمومی هم شیمی آلی و هم جونور شناسی فقط استاد درسا افتضاح هستن
    نه خیالت راحت اونی که اقوام مانن مسئول آز رشته برقن
    .
    .
    .
    .
    .
    ای مسئول آز جونور ااااای آدم خوبین هر هفته سی خوم باش میگم و میخندم :bichial:

    پاسخ

  43. rasagh گفته:
    نوشته شده در ساعت ۹:۲۸ ب.ظ | ۲ آذر ۱۳۸۸

    :gogooli: :helle:

    پاسخ

    ه ( ح ) پ ر و ط (ت ) Reply:

    نکنه تو هم دوست داری ۷ بار سلامی بشی . با لیا کل نکنا :D

    پاسخ

    rasagh Reply:

    چشم اطاعت
    از تجربیات شما باید استفاده کرد :-@

    حالا می قضیه ۷ بار سلامی چنن؟

    پاسخ

    rasagh Reply:

    :gogooli:

    پاسخ

    ه ( ح ) پ ر و ط (ت ) Reply:

    اهم اهم . :دی

    پاسخ

  44. الهه و چراغ جادو گفته:
    نوشته شده در ساعت ۹:۵۳ ب.ظ | ۲ آذر ۱۳۸۸

    بووووووووووووووووس :-*
    الان میخونم

    پاسخ

  45. الهه و چراغ جادو گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۰:۴۰ ب.ظ | ۲ آذر ۱۳۸۸

    یکی از دلایل من برای زندگی همین آیس پکه :D

    پاسخ

  46. الهه و چراغ جادو گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۰:۴۳ ب.ظ | ۲ آذر ۱۳۸۸

    فقط قضیه دست دست رو نفهمیدم :~

    پاسخ

  47. زری گفته:
    نوشته شده در ساعت ۹:۵۶ ق.ظ | ۳ آذر ۱۳۸۸

    سلام

    خوبین

    ممنون

    اره باید نامرد که چه عرض کنم باید ناهمرد بود ……

    پاسخ

  48. مریم خانومی گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۰:۳۳ ب.ظ | ۴ آذر ۱۳۸۸

    اوخخخخخخخخ دختره فروغو :)) فداشششش :x :-*

    پاسخ

  49. تلخ وشیرین گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۱:۱۳ ق.ظ | ۵ آذر ۱۳۸۸

    تو فکرم! ~-~

    پاسخ

  50. فتو مهدی گفته:
    نوشته شده در ساعت ۴:۰۷ ب.ظ | ۵ آذر ۱۳۸۸

    بروزم :helle:

    پاسخ

  51. Lili گفته:
    نوشته شده در ساعت ۸:۳۹ ب.ظ | ۵ آذر ۱۳۸۸

    @ akharin jomle!
    Hata man??!

    پاسخ

درج یک نظر

~X( ~:D~ ~-~ ^:)^ [-O~ [-( X( O:-) =D~ =)) =(( ;) :~ :x :ryhj: :helle: :gogooli: :girukh: :eykhoda: :eltms: :brobnim: :bichial: :^o :D/ :D :-w :-t :-bd :-SS :-O :-@ :-?? :-? :-* :- :)hogh): :)] :)) :) :(( :( )(heykhoda)( (;raghs3-) (;raghs2-) (;raghs-) (:| %-(