آه…آه از این دل…
تیر ۳, ۱۳۸۸ - ۴:۴۶ ب.ظ
در حضور واژه های بی نفس صدای تیک تیک ساعت را گوش کن شاید مرهم درد ثانیه ها را پیدا کنی.ببین اندام تنهاییم را
که در لحظه های خاکستری در انتظار طلوع خورشید است
این شب ها چشم های من خسته است گاهی اشک ، گاهی انتظار این سهم چشم های من است
مترسک ناز می کند کلاغ ها فریاد می زنند و من سکوت می کنم….
این مزرعه ی زندگی من است
خشک و بی نشان…
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد….
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
صدای جیر جیرک ها به گوش می رسد
سکوت را نوازش می دهند
و جای خالی آدم های شب نشین را
با نگاهی معصومانه پر می کنند
تیر ۳م, ۱۳۸۸ at ۵:۱۶ ب.ظ
اولللللللللللل
پاسخ
mohammad Reply:
تیر ۳م, ۱۳۸۸ at ۵:۱۷ ب.ظ
هه هه هه … اول شدم … همه سووووسک
پاسخ
لی لی پوت Reply:
تیر ۳م, ۱۳۸۸ at ۶:۴۲ ب.ظ
@mohammad,
دلت خوش
پاسخ
تیر ۳م, ۱۳۸۸ at ۸:۱۸ ب.ظ
کاش کامل مینوشتیش
در امتداد نگاه تو
لحظه های انتظار شکسته می شود
و بغض تنهایی من
مغلوب وجود تو می شود
راستییی هاااااااااااااا؟؟؟؟
پاسخ
لی لی پوت Reply:
تیر ۳م, ۱۳۸۸ at ۹:۳۱ ب.ظ
@محمد امین,
خوب حالا لو نده دیگه
پاسخ
تیر ۳م, ۱۳۸۸ at ۸:۴۰ ب.ظ
tik tike saat koja mishe marhame darde sanie ha ro peida kard … faghat mire ru asabet o ba bushkub mizane tu mokhet
پاسخ
لی لی پوت Reply:
تیر ۳م, ۱۳۸۸ at ۹:۳۱ ب.ظ
@mohammad,
az daste to
پاسخ
mohammad Reply:
تیر ۶م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۰۴ ق.ظ
@لی لی پوت,
kho mage dorugh migam
پاسخ
مریم خانومی Reply:
تیر ۴م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۰۱ ق.ظ
@mohammad, من اصن نمی تونم صدا تیک تیک ساعت رو تحمل کنم :دی
پاسخ
mohammad Reply:
تیر ۶م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۰۴ ق.ظ
@مریم خانومی,
manam … tu otaghemun si hamin saat nemizaram :d
پاسخ
تیر ۳م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۲۸ ب.ظ
یعضی وقتا شک میکنم که این وبلاگ خودت باشه
پاسخ
مریم خانومی Reply:
تیر ۴م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۰۰ ق.ظ
@محمود, با آجیم درست صحبت کناااااااا
پاسخ
محمود Reply:
تیر ۴م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۲۹ ق.ظ
@مریم خانومی,
آخه لیا کجا حرف های رمانتیک کجا
پاسخ
لی لی پوت Reply:
تیر ۵م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۴۸ ق.ظ
@محمود,
گفتم که بخندیم!!!
پاسخ
تیر ۳م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۵۹ ب.ظ
ای حرفا دیگه از کجا یاد گرفتی؟
قشنگ بود . ممنون
پاسخ
تیر ۴م, ۱۳۸۸ at ۸:۰۵ ق.ظ
صدای جیر جیرک ها به گوش می رسد

سکوت را نوازش می دهند
و جای خالی آدم های شب نشین را
با نگاهی معصومانه پر می کنند
این جمله آخری که خوندم یاد اون شبایی افتادم که تا صبح بیدار بودم و همدمم همین کامپیوتر بود و صدای یه جیر جیرکی که تا صبح صدا میداد و نمیزاشت که با آرامش به شب بیداریم ادامه بدم .
یاد باد آن روزگاران یاد باد .
یه شب اینقدر دنبال این جیر جیرکه گشتم و تا پیداش کردم ولی تا خواستم بکشمش دلم نیومد و گفتم اگه بکشمش کی شبا برام آواز میخونه
پاسخ
تیر ۴م, ۱۳۸۸ at ۸:۱۳ ق.ظ
چه زیباست انتظار در لحظه های خاکستری به امید طلوع خورشید گرما بخش زندگی
این همینه برای همه یه اصله که برای من هم کامل صدق میکنه
اما تو نوشتت خیس بودن گوشه چشمت کمی اذیت کنندست
که امید وارم لحظه های به شادی باشند و غم تو وجودت رخنه نکنه
پاسخ
لی لی پوت Reply:
تیر ۵م, ۱۳۸۸ at ۱:۳۱ ق.ظ
@هادی,
ها
مرسی
پاسخ
تیر ۴م, ۱۳۸۸ at ۸:۵۶ ق.ظ
قشنگ بود آجی .
مرسی.
پاسخ
تیر ۴م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۰۲ ق.ظ
خیلی قشنگ بود …
پاسخ
تیر ۴م, ۱۳۸۸ at ۵:۰۷ ب.ظ
خیلی زیبا بود
ای کاش می شد فهمید در دل آسمان چه می گذرد
که امشب با ناله ای بغض آلود
بر دیار این دل خسته
اشک می ریزد
پاسخ
تیر ۵م, ۱۳۸۸ at ۵:۴۹ ب.ظ
خشنگ بود .
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
پاسخ
لی لی پوت Reply:
تیر ۵م, ۱۳۸۸ at ۷:۴۶ ب.ظ
@ه ( ح ) پ ر و ط ( ت ),
دیشب ساعت ۸٫۳۰ داشتی میرفتی…دیدمت
پاسخ
تیر ۶م, ۱۳۸۸ at ۱:۳۷ ق.ظ
بگذار که مشکلات را درک کنی….
تا لذت کیش و مات را درک کنی
زجمت بکش این پیاز را پوست بگیر
تا فلسفه ی حیات را درک کنی…
@};- @};-
@};-
پاسخ
تیر ۶م, ۱۳۸۸ at ۱:۳۸ ق.ظ
مصراع سوم زجمت نه!!!
صحیحش زحمت
پاسخ
تیر ۶م, ۱۳۸۸ at ۱:۳۹ ق.ظ
آره این روزا خیلی بد می گذره….
من که همیشه ی خدا … ناراحتم زیاد برام سخت نیست…..
ولی تو وبلاگ های دیگه که می خونم می بینم که حالشون چه جوریه……………
پاسخ
تیر ۶م, ۱۳۸۸ at ۱:۴۱ ق.ظ
امیدوارم آرزوهای خوبی کرده باشی…….
به جمع پیشنهاد کردم که همه آرزو هاشون رو توی یه کاغذ بنویسن…….
و همچنین آرزوی خود رو… و امضا کنن…
نمی دونم این کار رو کردن یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اگه انجام دادن یه کپیشو می خوامااااااااااااااااااااااااااااااااا
پاسخ
تیر ۶م, ۱۳۸۸ at ۱:۴۷ ق.ظ
امشب شبیست که اگر به آسمان نگاه کنی ستاره ها خود رو پشت ابرها پنهان می کنند .
..
چون توان تحمل اشک های شما را ندارند….
صبح که بیدار می شوی آب روی گلبرگ ها شبنم نیست… اشک هایی ست که در تاریکی شب قبل برای دختری معصوم ریخته اند……..
پاسخ
تیر ۶م, ۱۳۸۸ at ۶:۱۶ ب.ظ
متن قشنگی بود. آپم دوست داشتی سر بزن
پاسخ
تیر ۸م, ۱۳۸۸ at ۲:۲۹ ق.ظ
http://www.donyayeakkasi.blogfa.com سلام.
آپم ..
یه آپ متفاوت……..
یه متن از خودم………
شاید بعدا حذفش کنم…..
منتظرم…
بهترین ها……….
تا بعد]
@};- @};- @};-
پاسخ
تیر ۸م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۱۶ ق.ظ
http://armann.blogfa.com/ update
پاسخ
تیر ۹م, ۱۳۸۸ at ۳:۰۰ ب.ظ
… مردمش می دانند که شقایق چه گلیست!!
کِشَنگ بید!
پاسخ