نوشته شده بوسیله :
لی لی پوت در ساعت ۲:۴۸ ب.ظ | تاریخ : ۲۶ خرداد ۱۳۸۸
سلام
خیلی خیلی خیلی ممنون هستم از همه شما…
از شما که پیامتون رو از طریق sms & tel از طریق پست اختصاصی در وبلاگ دریافت کردم و کسانی که در مراسم حضور داشتند کمال تشکر رو ازشون دارم…
مرسی به خاطر این محبتتون…
سلام عزیزم
وظیفه بود .
موقعی که تو بغل زهره گریه کردی اصلا تحمل نداشتم نگات کنم !
روم رو کردم اون طرف .
دیگه بعدش هم زبون قفل شده بود به زور یه چیزی گفتم !
ایشالله که دیگه غم و ناراحتیتو نبینم و تا باشه شادی باشه …
اگر پست قبل ( مستند تصویری شب آخر) رو ندیدین .. از شما می خوام هر دو پست رو ببینین و نظر خودتون رو در مورد هر دو پست تو پست آخر(روز انتخابات ) بنویسین….
اول که از هر کی بپرسی میفهمی ما بوشهری اصیل هستیم
حالا معلوم نیست شما چند ساله اومدید بوشهر ما رو نمیشناسید به من ربطی نداره
برو ادامه تبریکات روز زن رو بده
خواهش میکنم این چه حرفیه فقط وظیفم رو انجام دادم تازه خیلی کار کمی بود باید به بزرگی خودت ببخشی، و اما ۲ تا شعر می نویسم در مورد دو کاندید جنجالی انتخابات که به بحث تو ربطی نداره ولی جالب هستن.
حتما بخون:
یک واقعیت در مورد میر حسین:
سیدی تنها به رنگ سبز نیست / هیچ می دانی مادر سادات کیست؟
سبز یعنی عاشق مولا شدن / پشت درب حیدری، زهرا شدن
سبز یعنی ساقی و مست هدف / همچو عباس،یل شاه نجف
طالب سبزم نه آن سبز ریا / سبز هم بازیچه شد، مهدی بیا
و در ادامه رئیس جمهور محترممون :
بنی آدم از ابلهان بدترند / اگر که به محمود روی آورند
چه عضوی توانسته در روزگار / … به کشور چنین آشکار
دم انتخابات ز الطاف یار / حقوق رفته بالا ، چقدر؟ صد هزار!
معلم شده تاج سر ، صد عجب / جواهر شده کارگر، صد عجب
برای رضای خداوندگار / سفرهای دولت شده بیشمار!
گمان کرده اند مردم ما خرند / که با سیب زمینی رأی میخرند.
لازم به ذکر هست که خودم به احمدی نژاد رأی دادم و فقط این یه شعر هست و قصد بی احترامی به هیچ کس رو ندارم و نخواهم داشت نظر هر کس محترم هست.
نوشته شده در ساعت ۸:۲۲ ب.ظ | ۲۶ خرداد ۱۳۸۸
امیدوارم در شادی هاتون بتونیم حضور داشته باشیم
البته اگه دعوتمون کنید دی
اول شدماااااااااااااا
پاسخ
احسان دهقانی Reply:
خرداد ۲۷م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۵۴ ق.ظ
آخ آخ آخ!
داغ دلم تازه کردی!
گفتی حضور، یاد حضور حداکثری تو انتخابات افتادم!!
پاسخ
لی لی پوت Reply:
خرداد ۲۷م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۵۵ ب.ظ
@احسان دهقانی,
پاسخ
فاطمه Reply:
خرداد ۲۷م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۰۴ ب.ظ
آجی جونم منم به نوبه خودم به شما و خانواده گرامی خودتون و عموی مرحومتون تسلیت میگم .
غم آخرتون باشه
به قولی تو شادی هاتون شرکت کنیم
پاسخ
نوشته شده در ساعت ۱۰:۳۱ ب.ظ | ۲۶ خرداد ۱۳۸۸
به قول آرمان ایشالله تو مراسمای شادیتون شرکت کنیم
پاسخ
لی لی پوت Reply:
خرداد ۲۷م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۵۵ ب.ظ
@میلاد,

اون موقع: شما؟!!!!
پاسخ
فاطمه Reply:
خرداد ۲۷م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۰۳ ب.ظ
@لی لی پوت,
آجییییییییییییی یعمی دلت میاد کسی رو دعوت نکنی ؟؟؟
آجی حالای کسی رو دعوت نکردی بخیال منو دعوت کن
پاسخ
نوشته شده در ساعت ۱۲:۱۹ ق.ظ | ۲۷ خرداد ۱۳۸۸
وقتی تو اینقد خوبی هممون برای ناراحتیت قلبمون میشکنه
مواظب خودت باش عزیزم
پاسخ
لی لی پوت Reply:
خرداد ۲۷م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۵۶ ب.ظ
@الهه و چراغ جادو,
مرسی عزیزم
پاسخ
نوشته شده در ساعت ۷:۱۵ ق.ظ | ۲۷ خرداد ۱۳۸۸
امیدوارم تو زندگیت دیگه غم نبینی و ما برای شادیهات بهت تلفن بزنیم و اس ام اس بدیم.
البته اگه اس ام اس دوباره فعال بشه
پاسخ
احسان دهقانی Reply:
خرداد ۲۷م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۴۹ ق.ظ
یعنی میشه؟!
که فعال بشه؟
پاسخ
لی لی پوت Reply:
خرداد ۲۷م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۵۶ ب.ظ
@احسان دهقانی,
نه نمیشه …نه نمیشه!!
پاسخ
نوشته شده در ساعت ۷:۱۵ ق.ظ | ۲۷ خرداد ۱۳۸۸
پاسخ
نوشته شده در ساعت ۹:۲۵ ق.ظ | ۲۷ خرداد ۱۳۸۸
وظیفه بود آجی جونم !
یعنی نمی خوای دعوت کنییییییییی واسه شادیا !؟؟؟؟؟؟؟؟ آجیییییی !!!!!!!!!!!!!!
پاسخ
لی لی پوت Reply:
خرداد ۲۷م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۵۶ ب.ظ
@مریم خانومی,
چیرا آجی دعوتت میکنم ولی به کسی نگیا!!!
پاسخ
نوشته شده در ساعت ۱۰:۲۹ ق.ظ | ۲۷ خرداد ۱۳۸۸
وظیفه بود انشاالله اگه دعوتمون کنید بیایم تو شادیهاتون شرکت کنیم .
پاسخ
لی لی پوت Reply:
خرداد ۲۷م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۵۷ ب.ظ
@روزبه کنین,
چه بکنم!!!!
همه می خوان شرکت کنن!!
پاسخ
نوشته شده در ساعت ۱۱:۰۶ ق.ظ | ۲۷ خرداد ۱۳۸۸
سلام عزیزم
وظیفه بود .
موقعی که تو بغل زهره گریه کردی اصلا تحمل نداشتم نگات کنم !
روم رو کردم اون طرف .
دیگه بعدش هم زبون قفل شده بود به زور یه چیزی گفتم !
ایشالله که دیگه غم و ناراحتیتو نبینم و تا باشه شادی باشه …
پاسخ
لی لی پوت Reply:
خرداد ۲۷م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۵۹ ب.ظ
@نرگس,
عزیزم مرسی که اومدی
پاسخ
نوشته شده در ساعت ۱۱:۵۳ ق.ظ | ۲۷ خرداد ۱۳۸۸
انشالله تو شادی هاتون شرکت کنیم.
البته دعوت هم نکنید میایما!
پاسخ
لی لی پوت Reply:
خرداد ۲۷م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۵۹ ب.ظ
@احسان دهقانی,
پاسخ
نوشته شده در ساعت ۱۲:۱۱ ب.ظ | ۲۷ خرداد ۱۳۸۸
هان به قول اینا ایشالا تو شادیات :دی
مخصوصا عروسیت :دی
پاسخ
لی لی پوت Reply:
خرداد ۲۷م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۵۸ ب.ظ
@mohammad,
ای…
پاسخ
نوشته شده در ساعت ۲:۲۱ ب.ظ | ۲۷ خرداد ۱۳۸۸
سلام. خوبی؟؟؟
پست قبلیم نظر ندادی؟؟؟!!! چرا نیومدی؟؟؟؟/
من با روز انتخابات به روزم…
اگر پست قبل ( مستند تصویری شب آخر) رو ندیدین .. از شما می خوام هر دو پست رو ببینین و نظر خودتون رو در مورد هر دو پست تو پست آخر(روز انتخابات ) بنویسین….
برای باز شدن عکس ها صبور باش…
عکس هام بی قرار چشمان تو هستند…
منتظرم
تا بعد…
پاسخ
فاطمه Reply:
خرداد ۲۷م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۰۶ ب.ظ
@رضا عنصرسیار,
رضا تونم وقت گیر آوردی ها
خو می نمی بینی که آجی ما ناراحت هست
حالا هی بیا بگو به روزم سر بزن
پاسخ
رضا عنصرسیار Reply:
خرداد ۲۹م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۵۱ ق.ظ
@فاطمه,
والا ما که تسلیت گفتیم….
بعدشم من دیدم داره تو بقیه ی وبلاگ ها کامنت می زاره … گفتم خو یه کامنت هم برای ما بذاره………..
مگه مو با بقیه فرق دارم………
پاسخ
نوشته شده در ساعت ۲:۲۳ ب.ظ | ۲۷ خرداد ۱۳۸۸
سلام.
منو ببخشید که نتونستم تو مراسم حضور پیدا کنم…
به بچه ها گفتم به من خبر بدن ولی یادشون رفت…
بازم می گم.. ببخشید…
آپم…
پاسخ
نوشته شده در ساعت ۳:۵۶ ب.ظ | ۲۷ خرداد ۱۳۸۸
ایشالا تو مراسم شادی هاتون شرکت کنم.
از همینا که اینا میگن.
بیا جواب این کامنت رو هم بده
پاسخ
فاطمه Reply:
خرداد ۲۷م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۰۷ ب.ظ
@محمود,
)
تو خو فعلا رفتی سی خوت عروسی
هاااااااااا محمود شیرینی یادت نرهههههههههههه
پاسخ
نوشته شده در ساعت ۱۱:۲۳ ب.ظ | ۲۷ خرداد ۱۳۸۸
hala ma 1 chiz goftimaaaaaaaaaaaa
hala ki mikhad davat kone?
migam in reza inja ro ham vel nemikhad bokone?
manam up hastam
پاسخ
رضا عنصرسیار Reply:
خرداد ۲۹م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۵۳ ق.ظ
@آرمان اصلاح پذیر,
من ول نمی کنم یا تو شیرازی……..؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
نمی دونم از جون ما بوشهری ها چی می خواد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ
آرمان اصلاح پذیر Reply:
خرداد ۳۰م, ۱۳۸۸ at ۲:۳۹ ق.ظ
اول که از هر کی بپرسی میفهمی ما بوشهری اصیل هستیم
حالا معلوم نیست شما چند ساله اومدید بوشهر ما رو نمیشناسید به من ربطی نداره
برو ادامه تبریکات روز زن رو بده
پاسخ
نوشته شده در ساعت ۱۱:۱۸ ق.ظ | ۲۸ خرداد ۱۳۸۸
در مورد پیامتان نمی توانم حرفی بزنم و یا قضاوتی بکنم.
برای اینکه سوالات زیاد بی پاسخی برایم بوجود آمده.
پاسخ
لی لی پوت Reply:
خرداد ۲۸م, ۱۳۸۸ at ۲:۳۷ ب.ظ
@طارمه,
میدونین که جواب میدم…
پاسخ
نوشته شده در ساعت ۴:۴۴ ب.ظ | ۲۸ خرداد ۱۳۸۸
salam
vaghan motaesef shodam
mazerat bayad ghabl az ina …
ama man bayad az koja midonestam
پاسخ
نوشته شده در ساعت ۱۱:۵۴ ق.ظ | ۲۹ خرداد ۱۳۸۸
سلام…
روز زن رو بهت تبریک می گم………. @};- @};- @};- @};- @};-
@};- @};- @};- @};- @};- @};-
البته با یکم تاخیر ………….
فعلا….. @};- @};-
پاسخ
نوشته شده در ساعت ۱:۳۶ ب.ظ | ۳۰ خرداد ۱۳۸۸
سلام خانم همکلاسی ، خوبی؟
خواهش میکنم این چه حرفیه فقط وظیفم رو انجام دادم تازه خیلی کار کمی بود باید به بزرگی خودت ببخشی، و اما ۲ تا شعر می نویسم در مورد دو کاندید جنجالی انتخابات که به بحث تو ربطی نداره ولی جالب هستن.
حتما بخون:
یک واقعیت در مورد میر حسین:
سیدی تنها به رنگ سبز نیست / هیچ می دانی مادر سادات کیست؟
سبز یعنی عاشق مولا شدن / پشت درب حیدری، زهرا شدن
سبز یعنی ساقی و مست هدف / همچو عباس،یل شاه نجف
طالب سبزم نه آن سبز ریا / سبز هم بازیچه شد، مهدی بیا
و در ادامه رئیس جمهور محترممون :
بنی آدم از ابلهان بدترند / اگر که به محمود روی آورند
چه عضوی توانسته در روزگار / … به کشور چنین آشکار
دم انتخابات ز الطاف یار / حقوق رفته بالا ، چقدر؟ صد هزار!
معلم شده تاج سر ، صد عجب / جواهر شده کارگر، صد عجب
برای رضای خداوندگار / سفرهای دولت شده بیشمار!
گمان کرده اند مردم ما خرند / که با سیب زمینی رأی میخرند.
لازم به ذکر هست که خودم به احمدی نژاد رأی دادم و فقط این یه شعر هست و قصد بی احترامی به هیچ کس رو ندارم و نخواهم داشت نظر هر کس محترم هست.
پاسخ
نوشته شده در ساعت ۴:۴۰ ب.ظ | ۳۰ خرداد ۱۳۸۸
وظیفه بود
پاسخ
نوشته شده در ساعت ۹:۰۹ ق.ظ | ۲ تیر ۱۳۸۸
امیدوارم غم آخرتون باشه می دونم روزای سختیه خوب می تونم درک کنم
خدا به شما و خونوادتون صبر بده
پاسخ