خورده خوردم…

خاطره ها

روزنوشت های لی لی

خورده خوردم…

دل سیر نشستم گریه کردم…
به خاطره چیزایی که حقم نبوده ولی …
به خاطره همه چیزهایی که نباید با هم اتفاق می افتاد ولی افتاد
دارم منفجر میشم… هیچ کسی نمیتونه منو درک کنه…

برچسب‌:

این مطلب منتشرشده در دوشنبه, بهمن ۷م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۲۲ ق.ظ و دسته‌بندی شده در نوشته های لی لی. شما می‌توانید نظرات این پست را دنبال کنید از طریق RSS 2.0 feed. شما می‌توانید یک نظر بدهید، یا دنبالک از سایت خود ارسال کنید.



۱۸ نظر در “خورده خوردم…”

  1. مریم خانومی
    ۱۰:۳۹ ق.ظ on بهمن ۷م, ۱۳۸۷

    :( :( آجی جونم الهی بمیرم . چی شده ؟؟؟؟؟ :((

    پاسخ

  2. ردپا
    ۱۰:۵۵ ق.ظ on بهمن ۷م, ۱۳۸۷

    چی شده؟
    چرا اینهمه داغونی؟
    منم حالتم مثل تو ولی نه به شدت تو

    پاسخ

  3. پدرام
    ۱۱:۲۲ ق.ظ on بهمن ۷م, ۱۳۸۷

    چرا همه درکت می کنن.
    اون کسایی هم که حقت رو رو ازت گرفتن به اشتباهشون پی می برن.

    پاسخ

  4. aram
    ۱۲:۱۱ ب.ظ on بهمن ۷م, ۱۳۸۷

    liyaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa
    !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! :(( :(( :((

    پاسخ

  5. محمود
    ۱۲:۲۲ ب.ظ on بهمن ۷م, ۱۳۸۷

    هممون تو این سن اینجوری میشیم.

    پاسخ

  6. احسان دهقانی
    ۱۲:۲۵ ب.ظ on بهمن ۷م, ۱۳۸۷

    هیچ کس نمیتونه کس دیگه ای رو کاملا درک کنه.
    چون همه مون یه رازهایی داریم که فقط خودمون میدونیم!
    ولی تا یه جاهایی درکت میکنم!
    چرا باید یه سری اتفاقات بیفته در صورتی که طبق روال عادی نباید میافتاد!؟
    ما ازش سر در نمیاریم، همش زیر سر خداست،
    پس خودش هم همه چیز رو روبراه میکنه …

    گریه کردن خوبه، آدمو سبک میکنه. :(
    گریه کن، سبک شو، ولی تو غم نمون.
    و … ایشالله درست میشه

    پاسخ

  7. بچه های نسل سوسیس و کالباس
    ۱۲:۳۲ ب.ظ on بهمن ۷م, ۱۳۸۷

    سلام چرا آیا
    طبق معمول باید بپرسیم چی شده دیگه؟
    انشالله که زود رو به راه شی

    پاسخ

  8. حسن
    ۱۲:۴۹ ب.ظ on بهمن ۷م, ۱۳۸۷

    زندگی همینه دیگه پستی و بلندی داره باید هر دوتاش رو طی کنی

    پاسخ

  9. زن زمانه
    ۵:۱۳ ب.ظ on بهمن ۷م, ۱۳۸۷

    زندگی سرشار ار دردهاییست که انتظارش را می کشیم اما مستحقش نیستیم.
    یادم نیست کی گفته بود این رو یا کجا خونده بودمش
    من یه دل سیر دلم گریه می خواد
    با هم گریه کنیم؟؟

    پاسخ

    مریم خانومی Reply:

    @زن زمانه, دسته جمعی بریم گریه کنیمممم :((

    پاسخ

    خانوم بهار Reply:

    @مریم خانومی,
    خواستین برین منم خبر کنین :(

    پاسخ

  10. رضا ( عبدو )
    ۵:۴۹ ب.ظ on بهمن ۷م, ۱۳۸۷

    این رسم روزگاره که همیشه بر خلاف میل ما بچرخد . ÷س ما باید با روزگار همراه شویم و مثل او بچرخیم

    پاسخ

  11. الهه
    ۷:۴۱ ب.ظ on بهمن ۷م, ۱۳۸۷

    من وقتی ناراحتم همه اتفاقای بد باهم میوفتن . بعدش یهو همه اش یکی یکی معلوم میشه سوء تفاهم بوده یا گوشم عوضی شنیده یا گوشش عوضی شنیده یو پشت سر هم اتفاقای خوب میوفته . بهم میگن چون ناراحتی واسه همین همه چیزو بد میبینی ولی خدایی اصلا این طور نیست . فکر کنم برا تو هم همینجوری شده . چاوشی علیه الرحمه میگه میگذره این دلخوریا میگذره عمر منو تو به خدا میگذره :D ;) )

    پاسخ

  12. hadi
    ۷:۵۳ ب.ظ on بهمن ۷م, ۱۳۸۷

    درک کردن ما آدم ها بسته به موقهیت زمانی و مکانی ما حسیه که بعضی اوقات بهمون دست میده که باید به نحوی با اون برخورد کنیم که زندگی مون رو تلخ نکنه

    پاسخ

  13. مریم
    ۱۱:۲۰ ق.ظ on بهمن ۸م, ۱۳۸۷

    ای وای نبینم لیای خوشگل ناراحت و غمگین باشه
    ایشالا که رفع بشه (بووووووووووووس)

    پاسخ

  14. لی لی
    ۵:۳۸ ب.ظ on بهمن ۸م, ۱۳۸۷

    چی شده لی لی!!!!
    ما هم غریبه؟؟؟؟
    بگو !!!
    هیشکی بجز من که برات میمیرم
    از ته دل نمی تونه درکت کنه!!!
    من درکت می کنم @};-

    پاسخ

  15. خانوم بهار
    ۹:۴۶ ب.ظ on بهمن ۹م, ۱۳۸۷

    آخی عزیزم چی شده؟؟؟ :(

    پاسخ

  16. خانوم بهار
    ۹:۴۷ ب.ظ on بهمن ۹م, ۱۳۸۷

    کسی ناراحتت کرده؟؟؟؟؟ :(

    پاسخ

پاسخ دهید





XHTML:شما می‌توانید از این کد‌ها در نظرتان استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>