خاطرات فراموش کرده
شهریور ۱۹م, ۱۳۹۰ نوشته شده ۱:۳۷ ب.ظ
سلام
داشتم فکر میکردم که دیگه پسورد وبلاگم رو اگه فراموش نکرده باشم دیگه رام نمیده یا می خواد ورودی ۱۵۰۰ تومن بگیره!!!
بازم داشتم و دارم فکر میکنم از خرداد ماه تا الان چه اتفاقاتی برام افتاده دیدم که باید یه سر برم دکتر ….الزایمروک گرفتم!
۱۰۰۰۰… تا خاطره و اتفاق خوب افتاده کم کم می خواد یادم بیاد هر موقع اومد میگم… همونجور که قول دادم شیرازو تهران رفتم گشتم ۳ روز تمام دختر دایی و خالم رو تو بازارای تهرون گردوندم و چرخوندم به خاطره لباس که دیگه می خواست خفم کنن بیشتر هم با مترو میرفتیم خیلی خسته کننده بود خیلی هم پیاده روی داشت بعد که لباس هم خریدم دوباره همون پیاده روی بعد هم متروووووو …ایشششششش..البته این بازار مترو رو خیلی دوست دارم دیگه نمی خواد این همه راه تا تجریشو ونکو اینا بری تو همون مترو همه رو میتونی بخری …قراره با این خانوما که چی میفروشن صحبت کنم که لباس شب و آلو پیاز هم بیارن که هم یه مترو سواری کنیم هم خرید خونه هم سبزی پاک کنیمو دور همی چایی هم بخوریم
شیراز ۱۰ بار با دختر خالم طلا فروشی رو واسه سه جفت گوشوار زیرو رو کردیم…بگذریم که خودشم ۲۰ باری جداگونه رفته بود…خلاصهههههههههههههه این قدر گشت (یم) تا ۳ تا دونه از این آویزونای دست بندا هست شکل اسکلت با کلوپاترا با گشنیز پیدا کردیم …بدبختیش سر پیدا کردن جفتاش بود
((……… پیدا شد و طرف فروشنده رو بدبخت کردیم این قدر غر زدیم سرش که کلشو میکوبوند تو دیوار …آخرشم انداختمون بیرون از مغازه:دی خلاصه دیگه اون گوگولیا شدن گوشواره خدایی خیلی باحال هم شدن…
نکته اخلاقی: خانوم جون من این گوشاتون رو ۸۰۰ تا سوراخ نزنید… خوب بعدش دختر خالهاتون که مجبور میشن بیان باهاتون خرید گوشواره بدبخت میشن:(((( نکنین به خدا خوب نیست:دی…ولی به من که خیلی خوش گذشت من که دوست داشتم :دی
بابا هیچی تو این بوشهر پیدا نمیشه وقتی یه چی می خوای زیر زمین هم که بگردی پیدا نمیشه همین که دیگه میگذری ازش یا دیگه نخواستی فرت و فرت جلوت سبز میشه اگه شلوار هم بخوای تو ماهی فروشی پیدا میشه!!
وای دوباره اول مهر و دانشگاه
((((((((((((( اصلا وقتی میگن دانشگاه یاد علم و درس و تحصیل که نمی افتی یاد پول و وام و بدبختی می افتی
وبلاگ نویسی مرگ مغذی نشده و نمیشه شاید یه زمانی خیلی همه بیکار بودیم که ۵ دقیقه ۵ دقیقه به روز میکردیم و نظر میذاشتیم اما الان دیگه وقت نیست گرفتاری زیاده اپلیکیشن های مختلفی اومده که دیگه حال هوای این کارو گرفته…اما بازم خیلیا هنوز مینویسن شاید ما آشنایی با وبلاگاشون رو نداریم
کسی میدونه مرکز ترک اعتیاد به کشک از نوع قلقلیش کجاست؟
نوشته شده در نوشته های لی لی
